نامه سيد ابراهيم نبوي به سيد Ù…ØÙ…د خاتمي، رئيس جمهور
پيرامون بازداشت سينا مطلبي
nabavionline.com
سلام، آقای خاتمی!
جناب آقای خاتمی
آنچه Ù…ÛŒ نويسم نه ÙŠÚ© نامه سرگشاده به قصد اÙ�شاگری چيزی است Ùˆ نه قصد دارم شما را برای کاری Ú©Ù‡ نمی توانيد بکنيد ØªØØª Ù�شار بگذارم، Ù�قط ÙŠÚ© درددل است Ú©Ù‡ جز شما کسی را پيدا نکردم Ú©Ù‡ قابل باشد تا بتوان با او ØØ±Ù� زد. Ù…ÛŒ دانم شما نيز مثل ما ØªØØª Ù�شار Ùˆ اضطراب هستيد Ùˆ شايد امروز از صندلی ای Ú©Ù‡ رويش نشسته ايد متنÙ�ر باشيد. نمی دانم! اما همچنان مثل اولين روزی Ú©Ù‡ راديو خبر پيروزی شما Ùˆ مردم را در انتخابات اعلام کرد دوستتان دارم. همچنان تنها کسی هستيد Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ دانم Ø±ÙˆØ Ø§Ù†Ø³Ø§Ù†ÛŒ تان از وضعی Ú©Ù‡ درآنيد آسيب Ù…ÛŒ بيند Ùˆ رنج Ù…ÛŒ کشد. Ù…ÛŒ دانيد! شما را مانند مرد Ù…ØØªØ±Ù…ÛŒ Ù…ÛŒ دانم Ú©Ù‡ در Ú©ÙˆÚ†Ù‡ Ùˆ Ù…ØÙ„Ù‡ اش توسط موجودی ØºÙŠØ±Ù…ØØªØ±Ù… Ùˆ ÙŠÚ© لات بی Ùˆ سروپا به دعوا دعوت Ù…ÛŒ شود Ùˆ جز عرق ريختن Ùˆ کنار کشيدن خود از دعوا کاری از دستش برنمی آيد. بگذريم.
امروزه روزی است Ú©Ù‡ بهترين دوست من- سينا مطلبی- در بازداشت است. بازداشتگاهی غيرقانونی، غيرمسوول Ùˆ غيرانسانی بازداشت او را عهده دار بوده است Ùˆ مثل بيش از ÛµÛ°-Û´Û° Ù†Ù�ر از هنرمندان Ùˆ روشنÙ�کران در طول دو سال گذشته به دليل پرونده ای واهی در ØØ§Ù„ تØÙ…Ù„ زندان است. ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ دو يا سه بار پای من هم به اين پرونده کشيده شد Ùˆ برخوردهای خشن Ùˆ غيرمنطقی بازجوی اصلی اين پرونده را ديدم Ùˆ چون دوست نداشتم دچار مشکل شوم در مورد آن ØØ±Ù�ÛŒ نزدم، چون من هم اگرچه يزدی نيستم، ولی مثل شما از دعوا Ú©Ù…ÛŒ Ù…ÛŒ ترسم.
آقای خاتمی!
شش سال است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ نويسم Ùˆ شش سال است Ú©Ù‡ در اضطراب زندگی Ù…ÛŒ کنم. شش سال پراز اضطراب Ùˆ ترس Ù�قط به دليل نوشتن. Ùˆ تازه من خوشبخت ترين نويسندگان اين مملکت هستم، چون نه شجاعت اکبرگنجی Ùˆ عمادالدين باقی Ùˆ شمس الواعظين را داشتم Ú©Ù‡ در زندان بمانم Ùˆ نه ØØ§Ø¶Ø± بودم مثل اØÙ…د زيد آبادی رنج بيکار ماندن Ùˆ ننوشتن را تØÙ…Ù„ کنم. Ù�کر کردم ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ بگذارم آنچه را Ù…ÛŒ شود Ú¯Ù�ت بگويم، اگرچه تمام ØÙ‚يقت نيست.
ر�يق عزيز!
Ù…ÛŒ دانم Ú©Ù‡ اهل ادب Ùˆ هنر Ùˆ Ù�کر هستيد Ùˆ Ù…ÛŒ دانم Ú©Ù‡ بارها بخاطر ناتوانی تان Ú©Ù‡ ناشی از شرايط کشور است رنج کشيده ايد، اما ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ با شما درددل Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ شود کرد. ما، نويسندگان مطبوعات Ùˆ کسانی Ú©Ù‡ کتاب Ù…ÛŒ نويسند Ùˆ Ù�يلم Ù…ÛŒ سازند Ùˆ Ù�کر Ù…ÛŒ سازند Ùˆ کار هنری Ù…ÛŒ کنند شش سال است Ú©Ù‡ در کنار توليد اثر هنری رنج Ù…ÛŒ کشند. دائما در ترس زندگی Ù…ÛŒ کنند. ترس از اينکه با ÙŠÚ© تلÙ�Ù† يا ÙŠÚ© برگه Ø§ØØ¶Ø§Ø± شوند وبازجويی با Ù„ØÙ† اهانت آميز Ùˆ با تهديد آنها را ØªØØª Ù�شار بگذارد Ùˆ زندگی شخصی Ùˆ ØØ±Ù�Ù‡ ای شان را زير سووال ببرد Ùˆ بارها چيزی را Ú©Ù‡ هزار بار درجاهای مختلÙ� ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند دوباره بپرسد. ما در ترس Ùˆ ÙˆØØ´Øª زندگی Ù…ÛŒ کنيم. ما دائما در هراس بازجويی Ùˆ بازداشت چيز Ù…ÛŒ نويسيم. دائما در هيچان از بين رÙ�تن آزادی مان هستيم Ùˆ هميشه بايد با اين Ù�رض زندگی کنيم Ú©Ù‡ تمام تلÙ�Ù† های مان Ùˆ تمام روابط مان ØªØØª کنترل است. آقای خاتمي! از نظر شما آيا اين شرايط شايسته ÙŠÚ© نويسنده است؟
در اين پنج سال، چند باری به سÙ�ر بلاد Ù�رنگ رÙ�ته ام. هميشه وقتی هواپيما از Ù�رودگاه مهرآباد – Ú©Ù‡ ظاهرا مکان مهرو Ù…ØØ¨Øª است- بلند Ù…ÛŒ شود Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ø±Ø§ØØªÛŒ Ù…ÛŒ کنم Ùˆ وقتی برای بازگشت به وطن سوار ايران اير Ù…ÛŒ شوم قلبم تير Ù…ÛŒ کشد. وقتی وارد آسمان ايران Ù…ÛŒ شوم اضطراب شروع Ù…ÛŒ شود. تمام دردهای عصبی Ùˆ Ø¨ØØ±Ø§Ù† های روØÛŒ سراغم Ù…ÛŒ آيد Ùˆ از اول شروع Ù…ÛŒ شود به آزار کشيدن. Ú†Ù‡ بايد بکنيم؟ الان ÙŠÚ© ماهی است Ú©Ù‡ از ÙˆØØ´Øª Ùˆ ترس به اروپا آمده ام. آقای عزيز! Ù…ÛŒ ترسم. Ú†Ù‡ کنم؟ به من Ù…ÛŒ گويند Ú©Ù‡ ÙŠÚ©ÛŒ از پرکارترين نويسندگان سالهای اخير ايران Ùˆ جزو طنزنويسان مهم کشور هستم. ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ اين است Ú©Ù‡ در سالهای اخير سه سال پشت سرهم جايزه بهترين طنزنويس کشور را گرÙ�ته ام. اما Ù…ÛŒ ترسم در ايران بمانم Ùˆ بنويسم. Ù…ÛŒ ترسم. Ù…ÛŒ Ù�هميد؟ وقتی بازجوی نيروی انتظامی از من Ù…ÛŒ خواهد آنچه در مورد مشارکت Ùˆ رضا خاتمی Ùˆ تاج زاده Ùˆ نمايندگان مجلس Ù…ÛŒ دانم بنويسم ÙˆØØ´Øª Ù…ÛŒ کنم. Ù…ÛŒ خواهند آدم را به لجن تبديل کنند. بيشتر از اين نمی توانم به لجن کشيده شوم. رذالت هم ØØ¯ÛŒ دارد. بالاخره ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ÛŒ از شراÙ�ت وجود دارد Ú©Ù‡ از آن نمی توان عدول کرد Ùˆ تازه، مگر ما Ú†Ù‡ کار کرده ايم؟ من نويسنده ادبيات Ùˆ Ù�رهنگ هستم، نه رهبر سياسی. چرا بايد هميشه در ترس Ùˆ ÙˆØØ´Øª زندگی کنم؟
آقای خاتمی!
سينا مطلبی ÙŠÚ©ÛŒ از پاک ترين Ùˆ شريÙ� ترين Ù�رزندان اين کشور است. نه Ù�قط او، بلکه اکثر بچه های نويسنده در روزنامه ها Ùˆ اينترنت از اکثر مديران کشور Ùˆ آقايان واعظ Ùˆ Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ پاکدامن تر Ùˆ شريÙ� تراند. آنها اهل مدارا Ùˆ سازش هستند، اما هيچ راهی جلو پايشان نيست. ده روز است Ú©Ù‡ سينا مطلبی در بازداشت است. جرم او نوشتن در اينترنت است. جرم خيلی ديگر از بچه های اهل Ù�رهنگ Ùˆ هنر ديدن Ù�يلم های تاريخ سينماست. طبق مصوبه قوه قضائيه کسی ØÙ‚ ندارد Ù�يلم های شخصی ÙŠÚ© Ù�رد را در خانه اش بررسی کند. اما مثل آب خوردن آدم ها به هر چيزی – قانونی Ùˆ غيرقانونی- متهم Ù…ÛŒ شوند. سينا مطلبی، بايد ماهها در ترس Ùˆ اضطراب زندگی کند، چون به Ù�کر Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª است Ùˆ به شما ارادت دارد.
آقای خاتمی!
در سنت ايرانی اگر کسی برای ما ÙŠÚ© لطÙ� Ú©ÙˆÚ†Ú© Ù…ÛŒ کرد، تا ما چند برابر آنرا تلاÙ�ÛŒ نمی کرديم Ø§ØØ³Ø§Ø³ رضايت نمی کرديم. استاد! ما به خاطر Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§ØªØŒ بخاطر آزادی، بخاطر دموکراسی بارها زندان رÙ�تيم Ùˆ عذاب کشيديم. بگذاريد از شما انتظار داشته باشيم Ú©Ù‡ ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ عصبانی بشويد. سينا مطلبی بارها در دÙ�اع از جنبش Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª مقاله نوشته است. شما به او Ùˆ به ما مديون هستيد. ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ Ú©Ù…ÛŒ عصبانی بشويد Ùˆ بگذاريد ما بÙ�هميم عصبانی هستيد.
آقای خاتمی!
دختر من با من تلÙ�Ù†ÛŒ ØØ±Ù� Ù…ÛŒ زند Ùˆ Ù…ÛŒ گويد Ú©Ù‡ دلش برای من تنگ شده است، اما به من Ù…ÛŒ گويد Ù�علا به ايران نيا، آخر اين Ú†Ù‡ مملکتی است Ú©Ù‡ درست کرده ايم؟ ما هم Ú©Ù‡ شده ايم يهودی سرگردان. دو Ù‡Ù�ته Ú©Ù‡ از ايران بيرون Ù…ÛŒ رويم دلمان تنگ Ù…ÛŒ شود برای ايران Ùˆ اتاق های بازجويی Ùˆ سلولهای انÙ�رادی Ùˆ وقتی به ايران برمی گرديم قصد بيرون رÙ�تن از کشور را Ù…ÛŒ کنيم. ما Ú†Ù‡ بايد بکنيم؟ Ù…ÛŒ دانيد! وقتی Ù…ÛŒ گويند دوروبری های صدام را آمريکايی ها گرÙ�تند دلم خنک Ù…ÛŒ شود. وقتی Ù…ÛŒ شنوم آمريکايی ها در بغداد قدرت شان را تثبيت Ù…ÛŒ کنند دلم خنک Ù…ÛŒ شود، اين در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ هميشه از زورگويی آمريکا متنÙ�ر بودم. ولی بخدا قسم بسياری از رژيم های استبدادی از آمريکا بدترند. ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ اين است Ú©Ù‡ وقتی آمريکا Ù…ÛŒ آيد در زندگی خصوصی انسان دخالت نمی کند Ùˆ جلوی آزادی های Ù�ردی را نمی گيرد. باور کنيد آزادی Ù�ردی از استقلال کشور مهم تر است. در بسياری از رژيم های سياسی استقلال Ù�قط راهی برای اعمال استبداد است.
آقای خاتمی!
از هرچه عکس عظيم Ùˆ بزرگ است متنÙ�رم. نمی دانم چرا Ù�قط در سوريه Ùˆ عراق Ùˆ کره شمالي Ùˆ ايران Ùˆ کشورهايی مانند آن آدم عکس های عظيم Ù…ÛŒ بيند. دلم Ù…ÛŒ خواهد تمام اين ديوارهايی Ú©Ù‡ عکس های کاسترو Ùˆ صدام Ùˆ کيم جونگ ايل روی آن نقاشی شده توسط تانک های آمريکايی ويران شود. جالب است Ú©Ù‡ دوستان روزنامه کيهان Ù…ÛŒ خواهند صدام ØØ³ÙŠÙ† را ÙŠÚ© بار ديگر در کربلا Ùˆ نجÙ� Ø§ØØ¶Ø§Ø± Ø±ÙˆØ Ú©Ù†Ù†Ø¯. آقا جان، تمام شد! شتر مرد، ØØ§Ø¬ÛŒ خلاص! اين مرده به دم هيچ Ù…Ø³ÙŠØØ§ Ù†Ù�سی زنده نمی شود. مردم در تمام جاهای دنيا آزادی Ù…ÛŒ خواهند. آزادی شرط اول زندگی انسانی است. خدا را هزار بار شکر Ù…ÛŒ کنيم Ú©Ù‡ مردم عراق اينقدر رنج استبداد را کشيده اند Ú©Ù‡ ØØ§Ø¶Ø± نيستند سرمقاله های کيهان را بخوانند Ùˆ ÙŠÚ© بار ديگر غلطی را Ú©Ù‡ در زمان ØØ²Ø¨ بعث کردند تکرار کنند. Ùˆ خدا را شکر Ú©Ù‡ Ù�علا بشار اسد چنا Ù† ترسيده است Ú©Ù‡ ديگر غلط های پدرش را تکرار نمی کند.
آقای خاتمی!
دنيای آينده آنقدر نزديک است Ú©Ù‡ خوشبختانه هيچ کس از شر آن در امان نيست. Ù�قط از شما خواهش Ù…ÛŒ کنم ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ بخاطر بدهکاری Ú©Ù‡ به ماها ونسل جوان داريد Ú©Ù…ÛŒ به برادران بازجو Ù�شاربياوريد Ú©Ù‡ تعداد بازجوها را بيشتر کنند تا دوستان ما زودتر از نکير Ùˆ منکر بارگاه دادستانی Ù…ØØªØ±Ù… خلاص شوند Ùˆ از اين عذاب اليم نجات پيدا کنند. ضمنا خواهشمند است ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ شراÙ�ت ايرانی را در نظر بگيريد Ùˆ به ÙŠÚ©ÛŒ از کارمندان دÙ�ترتان بگوييد Ú©Ù‡ به خانه سينا مطلبی تلÙ�Ù† کنند Ùˆ به پسر چند ماهه اش اطمينان بدهد Ú©Ù‡ پدرش زودتر به خانه برمی گردد.
رنگين كمان
my Weblog is my mentality!
Thursday, May 01, 2003
Saturday, March 29, 2003
اندر ØÚ©Ø§ÙŠØª عجايبي Ú©Ù‡ اين روزها مي بينيم Ùˆ مي شنويم ....
از نيما راشدان
راديو Ú¯Ù�ت Ú©Ù‡ شرکت ژاپني «کاکارا» رايانه اي Û±Û²Û° دلاري را به بازار عرضه کرده Ú©Ù‡ قادر است - پارس Ù¬ زوزه Ùˆ ناله سگ را به زبان بشري ترجمه کند. يعني Ú©Ù‡ ØµØ§ØØ¨ سگ مي تواند بÙ�همد اين موجود سابقا زبان بسته - چرا بي سبب «واق مي زند Ù¬ پارس مي کند Ùˆ پاچه مي گيرد». پيش خود Ù�کر کردم٬ عجب Ù�رصتي است : بياييد ما جماعت Ù‡Ù�تاد ميليوني ايراني - پول جمع کنيم با همان شرکت ژاپني مخترع ديالوگ سگ - آدميزاد Ù¬ ØµØØ¨Øª کنيم Ú©Ù‡ ماشيني - وسيله اي - چيزي ابداع کنند Ú©Ù‡ Ú¯Ù�ته هاي آقاي خامنه اي Ùˆ ديگر Ø±ÙˆØØ§Ù†ÙŠÙˆÙ† ØØ§Ú©Ù… را به زباني قابل درک براي ما شهروندان ترجمه کند٬ بلکه بعد از بيست Ùˆ پنج سال بالاخره بÙ�هميم Ú©Ù‡ ØØ±Ù� ØØ³Ø§Ø¨ اينها چيست ØŸ اينها از جان ما ملت Ú†Ù‡ مي خواهند ØŸ چقدر مي خواهند Ùˆ تا کجا پيش خواهند رÙ�ت؟ بگذريم ...
ديروز بعدالظهر Ù¬ ÙŠÚ© خانمي جلوتر از من به همراه پسربچه اش از Ù�روشگاه بيرون آمد - آب نبات يا شکلات يا نمي دانم Ú†Ù‡ بود Ú©Ù‡ از دست بچه رها شد Ùˆ قل خورد٬ پاي درختي Ú©Ù‡ معمولا سگها بي تربيتي مي کنند - ØØ§Ù„ا بچه چشمهايش را بسته بود Ùˆ دو دستش را روي گوشها گذاشته بود Ùˆ جيغ مي کشيد Ú©Ù‡ : No No No ...Ùˆ مادر هم Ù�رياد مي زد Ú©Ù‡ بچه جان بيا برويم - هر جور Ú©Ù‡ بخواهي برايت مي خرم Ùˆ از همين ØØ±Ù�ها.
يکهو بي اختيار ياد طي� گسترده اي از �عالان سياسي ايراني ا�تادم که يک ماه است دست روي گوش گذاشته و يک بند جيغ مي کشند که : نه نه جنگ نه !
ØØ§Ù„ا ما هرچه التماس Ùˆ لابه کنيم Ú©Ù‡ پدرجان ÙŠÚ© بار هم Ú©Ù‡ شده٬ زبان در کام گيريد Ùˆ بالاغيرتا اجازه دهيد ٬‌ اين ملت بدبختي Ú©Ù‡ در بيست Ùˆ پنج سال گذشته به اندازه Ú©Ù„ تاريخ بشريت خون دل خورده است - سرانجام Ù†Ù�س Ø±Ø§ØØªÙŠ Ø¨Ú©Ø´Ø¯ Ù¬ کسي گوش نمي کند.
مي گويند Ú©Ù‡ «نابود مي شوند - همه نابود مي شوند Ù¬ بيچاره مي شويم» Ùˆ من Ù�کر مي کنم Ú©Ù‡ «قرار بود در اÙ�غانستان هم نيم ميليون Ù†Ù�ر کشته شوند Ùˆ Û±Û° ميليون Ù†Ù�ر آواره شوند Ùˆ آقاي دکتر Ù…ØØ³Ù† رضايي Ú¯Ù�ته بود Ú©Ù‡ آمريکا در باطلاق Ù�رو مي رود Ùˆ آقاي پرÙ�سور علي خامنه اي Ù�رموده بود Ú©Ù‡ اسلام پيروز است - ليبراليسم نابود است Ùˆ کلي پيشگوييهاي ديگر Ú©Ù‡ ØØªÙŠ ÙŠÚ©ÙŠ Ù…ØØ¶ رضاي خدا درست از آب درنيامد Ú©Ù‡ هيچ - کار اÙ�غانستان ختم به خير شد Ù¬ مناÙ�ع ملي ايران در مرزهاي شرقي براي دهها Ùˆ صدها سال تضمين گرديد Ù¬ لبخند بر لب مردمان نشست - سينما باز شد Ùˆ دخترها دوباره مدرسه رÙ�تند - همه اينها را هم Ú©Ù‡ قبول نداريد ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ ديگر مردم ÛµÛ°Û° Ù†Ù�ر ÛµÛ°Û° Ù†Ù�ر در هرات از سرما يخ نمي زنند Ùˆ در استاديوم Ù�وتبال زنها را با سرب داغ - Ú©ÙŠÙ�ر نمي دهند Ùˆ سÙ�ير Ùˆ ديپلماتهاي ايران را آبکش نمي کنند Ùˆ Ø§ØØªÙ…الا بخاطر همين است Ú©Ù‡ دولت ايران Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª است Ùˆ Ø§ØØ³Ø§Ø³ مي کند - مناÙ�ع ملي اش از ثبات اÙ�غانستان به خطر اÙ�تاده است Ùˆ نمي خواهد Ú©Ù‡ عين همين ماجرا در عراق تکرار شود Ùˆ اصولا Ú†Ù‡ معني دارد Ú©Ù‡ صدام يزيد برود Ùˆ ملامØÙ…د برود Ùˆ ملاعلي بماند Ùˆ از تنهايي دق کند ØŸ از اينروست Ú©Ù‡ ما Ù†Ø§Ø±Ø§ØØªÙŠÙ… از اين تجاوز. Ùˆ ما دعا مي کنيم Ú©Ù‡ نه تنها صدام نرود بلکه ØØªÙŠ Ù…Ù„Ø§Ù…ØÙ…د هم برگردد Ùˆ خوب دستور داديم صدا Ùˆ سيما - تبديل شود به (جام جم ØØ²Ø¨ بعث عراق) Ùˆ امر کرديم Ú©Ù‡ خبرگزاري ايسنا از مردم نظرخواهي کند Ùˆ ØØ§Ù„ا Ú©Ù‡ عبدي Ùˆ قاضيان نيستند Ùˆ ديگر بساط ننگين نظرسازي براي هميشه بسته شده Ù¬ خوب مردم هم بهتر است پاسخ دهند Ú©Ù‡ Û¹Û°Ùª آماده جهادند Ùˆ آمريکا از ما عصباني باش Ùˆ از اين عصبانيت بمير Ùˆ ØÙŠÙ� Ú©Ù‡ اينجا سÙ�ارتخانه نداري تا دوباره عده اي را بÙ�رستيم بالاي ديوار تا اميرانتظام Ùˆ بهنود Ùˆ ابراهيم يزدي خائن را اÙ�شاء‌کنند Ùˆ بدينسان مناÙ�ع ملي ما براي هميشه تاريخ تضمين گردد Ú©Ù‡ ان ØØ²Ø¨ الله Ù�هم الغالبون »
دوستي تل�ن کرده است و مي گويد : «�لاني چه نشسته اي که بدبخت شديم » پرسيدم: «خداي ناکرده ات�اقي ا�تاده ٬ برادر ؟» و دوست عزيز و نگران مي گويد که «اي بابا ٬ مثل اينکه تو از همه جا بي خبري ! آمده اند آمريکا و انگليس براي ميليتاريزه کردن منطقه و منطقه نظامي شده است و منطقه ناآرام شده است و مگر نخواندي آن مقاله را که منطقه ناآرام و نظامي شانسي براي دمکراسي باقي نمي گذارد و ...»
شما بجاي من بوديد ٬‌چه مي Ú¯Ù�تيد ØŸ راستي Ú©Ù‡ اين روزها برخي مقالات Ùˆ نوشته ها - جدا چقدر بامزه شده اند - همين موضوع ميليتاريزه شدن منطقه Ùˆ تهديد دمکراسي را ببينيد٬ جوري مي گويند Ú©Ù‡ انگار Ú©Ù‡ تا ديروز ايران Ù¬ عراق Ù¬ عربستان Ùˆ سوريه مانند لوگزامبورگ Ùˆ ليختن اشتاين Ùˆ موناکو بوده اند Ú©Ù‡ ØØ§Ù„ا چون قراراست صدام ØØ³ÙŠÙ† با ÙŠÚ© دولت منتخب منبعث از اراده مردمان جايگزين گردد - ديگر معجون مردمسالاري ديني دود خواهد شد Ùˆ براي هميشه بدبخت خواهيم ماند. اين منطقه آرام آقايان نظريه پرداز Ú©Ù‡ به تازگي ميليتاريزه شده است از بخت بد - در ربع قرن گذشته به تنهايي نيمي از اسلØÙ‡ توليدي کارخانجات غرب Ùˆ شرق را خريداري Ùˆ انبار کرده است - ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ سه يا چهار کشور آن ØªØØª ØØ§Ú©Ù…يتهاي غيرپاسخگو Ùˆ مادام العمر در شرÙ� دستبابي به Ø³Ù„Ø§Ø Ù‡Ø³ØªÙ‡ اي اند - پيش خود Ù�کر کردم اين بنده خدا ØÙ‚ دارد Ú©Ù‡ مي ترسد منطقه ميليتاريزه شود.
چيزهايي مي گويند Ú©Ù‡ آدم درمي ماند از نبوغ برخي ها : ÙŠÚ¯ÙŠ Ú¯Ù�ته بود « دمکراسي تزريقي Ùˆ وارداتي ممکن نيست » در عجب ماندم Ú©Ù‡ «خوب شد Ú¯Ù�تي برادر ! يادم رÙ�ته بود Ú©Ù‡ دمکراسي در خاورميانه Ùˆ ايران وارداتي نيست Ùˆ اصولا پديده هايي نظير دمکراتيزاسيون - مدرنيته Ùˆ جامعه مدني از Ú©Ø´Ù�يات دعبل خزائي - اØÙ…د ابن ØÙ†Ø¨Ù„ Ùˆ يا ابايزيد ابي الخير اند Ùˆ خدا لعنت کند منتسکيو را Ú©Ù‡ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ø§Ù‚ÙˆØ§Ù†ÙŠÙ† را نوشت Ùˆ ماکس وبر Ùˆ هابر ماس Ùˆ علم جامعه شناسي Ùˆ سياست وارداتي را Ú©Ù‡ Ù¬ باز داشتندمان از دمکراسي اصيل Ùˆ غيروارداتي از بين بردند مردمسالاري ديني ناصرالدين شاهي را Ú©Ù‡ نشانه اش هنوز روي استکان ٬‌نعلبکي ها باقيست. خدا لعنت کند غربيها را Ú©Ù‡ آمدند Ùˆ شانس ما را از بين بردند Ùˆ راه آهن ساختند Ùˆ دانشگاه پي ريختند Ùˆ کارخانه برق آوردند Ùˆ هکذا. آقا جان ما دمکراسي وارداتي نمي خواهيم - بيله ديگ بيله چغندر !
ØØ§Ù„ا ما مانده ايم Ùˆ از يکطرÙ� سازمان مجاهدين خلق ايران Ú©Ù‡ يکهو ØµÙ„Ø Ø·Ù„Ø¨ Ùˆ ضدجنگ شده است Ùˆ ÙŠÚ©ÙŠ نيست Ú©Ù‡ بگويد شما تا ديروز خمپاره تريد مي کرديد در کاسه آبگوشت. گروه ديگري هم Ú©Ù‡ شعار مي دادند : «جنگ جنگ تا رÙ�ع Ù�تنه از جهان» Ùˆ مريدان امام راØÙ„ÙŠ Ú©Ù‡ Ú©Ø´Ù� کرده بود : «خداوند در قران Ù�رموده است : Ùˆ قاتلوهم ØØªÙŠ Ù„Ø§ØªÚ©ÙˆÙ† Ù�تنه !» Ùˆ قرار بود Ú©Ù‡ جنگ تا پيروزي ادامه يابد Ùˆ «جنگ جنگ بود Ùˆ عزت Ùˆ شرÙ� ما در گرو همين جنگ بود» اينها همه از ÙŠÚ© طرÙ� Ùˆ بريگارد سرخ Ùˆ ارتش زاپاتيستا Ùˆ جبهه آزاديبخش مورو Ùˆ چريکهاي استالينيست کلمبيا Ùˆ سازمانهاي چريکي مارکسيست ايراني Ú©Ù‡ سÙ�ارتخانه Ùˆ خانه Ù�رهنگ منÙ�جر مي کردند در دوران جواني شان٬ Ùˆ آقاي کارلوس Ú©Ù‡ در زنداني در Ù�رانسه با وکيلش ازدواج کرده است Ùˆ ... - ØØ§Ù„ا همه Ùˆ همه - ÙŠÚ©ÙŠ بيشتر از آن ÙŠÚ©ÙŠ Â«ØµÙ„Ø Ø·Ù„Ø¨ Ùˆ خواهان طرد Ù…Ø³ÙŠØØ§ÙŠÙŠ Ø®Ø´ÙˆÙ†ØªÂ» شده اند.
خدايا عاقبت ما را به خير کن و تو را شکر که زنده مانديم و ديديم همه اين عجائب را .
Wednesday, March 26, 2003
Sunday, March 23, 2003
قبل از اينکه اين مطلب رو بخونيد به وبلاگ اصلي رنگين کمان سر بزنيد!
چقدر بوسيدن خوب است ....
از سايت نيما راشدان
آآقاي گلستاني Ú©Ù‡ داماد پدربزرگ من بود Ùˆ دو سال قبل عمرش را به شما داد. بعد از شصت سال Ùˆ اندي زندگي در ايران Ú©Ù‡ خود ØÚ©Ø§ÙŠØªÙ‡Ø§ دارد - گذارش به سوئد Ùˆ انگلستان مي اÙ�تد . وقتي Ú©Ù‡ به ايران بازگشت - يادم نيست Ú©ÙŠ Ùˆ يادم نيست کجا از او پرسيدند : « خوب - چطور بود خارج ؟». جواب آقاي گلستاني اما خوب يادم مانده است Ú©Ù‡ پاسخ داد :
«والله - خوب چه بگويم - خارج چيز عجيبي نبود»
بعد مکثي کرد و ادامه داد : «چرا �قط يک چيز خوب داشت»
و ما �کر کرديم که الان آقاي گلستاني چه خواهد گ�ت و اين جمله ايست که هيچگاه از ياد نخواهم برد :
«خوب بود که در مترو - خيابان و تراموا - پسر و دخترها همديگر را مي بوسيدند ... اين خيلي خوب بود..خيلي خوب»
چندي بعد خاتمي آمد Ùˆ روزها گذشت Ùˆ من هيچوقت Ù�رصت نياÙ�تم راجع به جمله آقاي گلستاني Ù�کر کنم. بهتر بگويم چندبار کلامش از مقابل ديدگانم گذشت ولي به خود Ú¯Ù�تم : « وقتش نيست. الان خيلي چيزهاي ديگر داريم Ú©Ù‡ بايد راجعشان Ù�کر کنيم - آقاي گلستاني بماند براي بعد. براي روزي Ú©Ù‡ نظارت استصوابي لغو شد Ùˆ توسعه سياسي Ù…ØÙ‚Ù‚ شد Ùˆ Ù…ØØ§Ù�ظه کاران قانع شدند به پذيرش قواعد بازي Ùˆ از همين ØØ±Ù�هايي Ú©Ù‡ ميدانم اگر ادامه دهم Ù�ØØ´Ù… خواهيد داد ... »
خلاصه آقاي گلستاني مرØÙˆÙ… شد Ùˆ ما از اين سر دنيا سر درآورديم Ùˆ روزها همچنان مي گذشت تا اينکه روزي يا شبي تصميم گرÙ�تم - ÙŠÚ© بار براي هميشه راجع به اينکه «چرا از ميان اين همه عجايب تنها بوسيدن - توجه گلستاني مرØÙˆÙ… را به خود جلب کرده است - Ù�کر کنم».
اينجور شروع کردم Ú©Ù‡ اي بابا - آقاي گلستاني پيرمرد بود Ùˆ اطلاع نداشت - ايشان Ú†Ù‡ مي دانست از ايران زمين Ùˆ Ù‡Ù�دهم امير آباد Ùˆ ماشين بازي اتوبان صدر Ùˆ جردن Ùˆ پارک جمشيديه اي Ú©Ù‡ پارک جواديه شده بود Ùˆ از استخر پارتي مهرشهر Ùˆ سيزده بدر دهکده Ù�رديس Ùˆ پرواز عليرضا مورچه Ùˆ باقي قضايا ..ØŸ لذا ايشان Ú†Ù‡ مي داند Ú©Ù‡ ما در همين تهران خودمان - عشق Ùˆ ØØ§Ù„ داريم ØŒ همه رقمش را هم داريم - بهتر از لاس Ùˆ گاس Ùˆ جزاير قناري ... بعد با خود Ú¯Ù�تم Ú©Ù‡ : « گلستاني Ù†Ú¯Ù�ت Ú©Ù‡ در اروپا بوسه بود - او Ú¯Ù�ت Ú©Ù‡ در اروپا بوسه بود Ùˆ بوسه علني بود Ùˆ بوسه قانوني بود - يعني Ú†Ù‡ عرض کنم Ú©Ù‡ قانون گذار آنقدر بي همه چيز نبود Ú©Ù‡ براي بوسه مردم هم قانون وضع کند ...»
بعد ديدم Ú©Ù‡ همه من Ùˆ شما اينجا اسير ÙŠÚ© زندان بزرگيم - زنداني Ú©Ù‡ ØÚ©Ù… Ù…ØÚ©ÙˆÙ…يت ابدي مان - شناسنامه قرمز رنگ ايراني بودن ماست.
بعد ديدم Ú©Ù‡ ما کجاي تاريخ ايستاده ايم ØŸ اصلا ما Ú©ÙŠ هستيم - درست مانند قبيله اي بزرگ Ùˆ Û·Û° ميليوني برآمده از ژرÙ�ناي جنگلي عظيم - جايي Ú©Ù‡ هيولاها ØÚ©Ù… مي رانند.
جايي Ú©Ù‡ ورود به قبرستان با لباس آستين کوتاه ممنوع است - جايي Ú©Ù‡ مردم را به درخت مي بندند Ùˆ شلاق مي زنند . جايي Ú©Ù‡ نمي تواني Ùˆ قسم مي خورم Ú©Ù‡ نمي تواني - تنهاي تنها بروي روبروي دريا بنشيني - دو پر خيار نمک زده - ÙŠÚ© قاشق ماست Ùˆ دو پيک عرق سگي را بياندازي بالا Ùˆ به بدبختي خود - خيلي آرام - جوري Ú©Ù‡ صدايت را هيچکس نشنود - گريه کني. اين را هم نمي تواني.ØÙˆØ§Ø³ØªØ§Ù† هست Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ مي گويم؟
مي دانم که عادي مي شود همه اينها - بعد از يکسال - دو سال - ده سال. مي دانم که عادي شده است همه اينها - عادي شده است که يک جوان پانزده ساله با صورت پر از جوش - جلويمان را بگيرد و بپرسد : «چه نسبتي با همديگر داريد ؟» و ما دروغ بگوييم. مي دانم که عادت کرده ايم هر ده دقيقه يک بار بالاي پيشاني را لمس کنيم که مبادا روسري سه سانت عقب ر�ته باشد - مبادا مشکل درست شود - مبادا ...
مي دانم Ú©Ù‡ خيلي از شما Ú©Ù‡ اين را مي خوانيد - Ú†Ù‡ Ù�رق دارد Û±Û° دقيقه قبل يا ده روز قبل - عرقتان را خورده ايد يا توپ سيگاري هستيد - يا لوله هاي خودکار Ùˆ Ú©Ø´ ماستي Ùˆ پلاستيک قل قلي را توي نايلون سياه Ù�رو کرده ايد Ú©Ù‡ Ù�ردا ØµØ¨Ø - در خرابه اي يا جوب آبي يا Ú†Ù‡ ميدانم کجا - سوت کنيد. خلاصه Ú©Ù‡ مي دانم هر کس بلاخره با ÙŠÚ© چيزي ØØ§Ù„ مي کند Ùˆ زياد هم از وضع موجود شاکي نيست. خوشتان باشد.
اما Ù�قط بگويم Ú©Ù‡ من اينجا هر بار Ú©Ù‡ پسر Ùˆ دختري را مي بينم Ú©Ù‡ دست در دست هم - بدون واهمه از بسيج Ùˆ کميته Ùˆ گيربازار - دنيا Ùˆ ماÙ�يها به هيچ جايشان هم نيست Ùˆ Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ مي روند Ùˆ مي رقصند - گريه ام مي گيرد. دست خودم هم نيست
هر وقت اينجا يا در برلين - دو ميليون ن�ر را مي بينم که همه خيابانها را تصر� کرده اند و ۲۴ ساعت تمام مي زنند و مي رقصند و مي نوشند و دولت �قط مواظب است يک موي از سرشان کم نشود باز هم گريه ام مي گيرد.
وقتي مي بينم اينجا Ùˆ همه جاي دنيا به غير از زادگاه Ù†Ù�رين شده همه ما - با انسان به مانند انسان رÙ�تار مي شود - کسي ديگري را شلاق نمي زند - براي قدم زدن زيرنور مهتاب نيازي به پرداخت رشوه Ùˆ يا سيلي خوردن Ùˆ کلاغپر رÙ�تن در Ù…ØÙˆØ·Ù‡ کميته Ù�ØªØ Ù†ÙŠØ³Øª Ùˆ ... راستش را بخواهيد کمي شرمنده مي شوم - به ياد مرØÙˆÙ… گلستاني مي اÙ�تم Ùˆ بازي Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª Ùˆ نظارت استصوابي Ùˆ قواعد بازي براي معتقدين به آرمانهاي امام(ره) Ùˆ شهداء Ùˆ همه چيزهايي Ú©Ù‡ ما بيش از ØØ¯ جديشان گرÙ�ته بوديم.
چند روز پيش مي خواندم Ùˆ از قضا کسي Ú©Ù‡ دوستش هم دارم نوشته بود Ú©Ù‡ « جوانهاي عزيز - شکيبا باشيد - صبر کنيد - Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠ Ù†Ø¨Ø§Ø´ÙŠØ¯ Ùˆ از اين چيزها ...» Ùˆ من پيش خودم Ù�کر مي کردم - Ú†Ù‡ Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠ Ø¯Ø§Ø±Ø¯ - آنکس Ú©Ù‡ همه شبهاي سي سال زندگي خود را در Ú†Ù‡ مي دانم - Ø´Ú©ÙˆÙ�Ù‡ نو گرÙ�ته تا کاباره باکارا يا خيلي از جاهاي ديگر Ú©Ù‡ من اسمشان را هم نمي دانم - زده Ùˆ رقصيده Ùˆ Ú©ÙŠÙ� کرده است Ùˆ امروز مرا Ùˆ چهل ميليون مانند مرا - توصيه به شکيبايي دائمي مي کند.
بله صبر کنيد - Ù�رزندانم - نبوسيدن -‌ چادر سر کردن اجباري - کتک خوردن Ùˆ تØÙ‚ير شدن - همه اينها تا زماني است Ú©Ù‡ جوانيد - مقداري Ú©Ù‡ صبر کنيد ديگر کاري به کار شما نخواهند داشت - ديگر همه چيز خوب خواهد شد. Ú†Ù‡ ميدانم Û±Û° سال - Û²Û° سال ÛµÛ° سال ديگر ! صبر کنيد Ù�رزندانم - شکيبا باشيد....
بعد Ù�کر کردم Ú©Ù‡ دنياي Û´Û° اي ها با خون Ùˆ جنگ Ùˆ آتش گذشت - دنياي ما ÛµÛ° اي ها هم تمام شد بدون آنکه ÙŠÚ© روز زندگي کرده باشيم مثل خيلي آدم هاي ديگر اين دنيا. Ú†Ù‡ مي دانم از همين ترکيه Ùˆ پاکستان گرÙ�ته تا Ø¢Ù�ريقا Ùˆ جنوب آسيا - همه چيز ممنوع بود. ØØ§Ù„ا نوبت متولدين دهه Û¶Û° است Ú©Ù‡ بايد به تØÙ‚ير Ùˆ بي ØØ±Ù…تي عادت کنند . بايد شکيبا باشند Ùˆ Ù�قط راي بدهند Ùˆ دلشان خوش باشد Ú©Ù‡ ممکن است تلويزيون از سال آينده دسته سه تار Ùˆ تنبور نوازنده را نشان بدهد. عمر ÙŠÚ© نسل نابود بشود Ùˆ صبر کنند Ùˆ Ù�قط راي دهند Ú©Ù‡ راي دادن رÙ�تار متمدنانه است Ùˆ ملتي Ú©Ù‡ راي ندهد به خودش ضربه زده Ùˆ هکذا.
ساده است - مي توان Û¶Û° ساله بود - گذشته را از ياد برد Ùˆ چهل ميليون جوان را به شکيبايي خواند Ùˆ از ياد برد Ú©Ù‡ روزي روزگاري زير همين آسمان آبي - همين جوانان تØÙ‚ير شده به ØØ±Ù� Ù†ØµÙŠØØªÚ¯Ø±Ø§Ù† پنجاه شصت ساله گوش ندادند - به خيابان ريختند - به سه سوت چائوشسکو را از لنگ آويزان کردند Ùˆ ميلشوويچ را با اردنگي از کشور بيرون انداختند Ùˆ امروز آزادند. آزاد !
«اين روزها Ùˆ سالها Ùˆ Ù„ØØ¸Ù‡ ها ديگر تکرار نمي شود - Ù�ردا بايد عصا به دست روي نيمکت پارک لاله بنشينيم - دخترپسرهاي دست در دست همديگر را نگاه کنيم Ùˆ با ØØ³Ø±Øª اشک بريزيم .. Ùˆ ديگر اينکه من - نيما راشدان - مخلص همه شما هم هستم ولي هيچکس را به شکيبايي توصيه نمي کنم - بياييد ÙŠÚ© Ù�کر اساسي Ø¨ØØ§Ù„ اين مملکت کنيم »
آقا جان : مرگ يکبار شيون هم يکبار !
عکسها را از اينجا برداشتم
Saturday, March 22, 2003
Friday, March 21, 2003
Thursday, March 20, 2003
امروز وبلاگ تکوني کردم.. وبلاگÙ� اصلي رنگين کمان رو سعي کردم کمي تغيير بدم.. هنوز تو خونه از Ù‡Ù�ت سين خبري نست.. برادرم خونه هست.. خواهرم ديشب رÙ�ت Ù�رانسه.. Ùˆ ما همش داريم اخبارÙ� جنگ رو دنبال مي کنيم.. از وبلاگÙ� ØØ³ÙŠÙ† درخشان وبلاگÙ� چند Ù†Ù�ر عراقي رو پيدا کردم.. Ú©Ù‡ از بغداد مي نويسند.. Ùˆ وضعيتÙ� جنگي رو ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ù…ÙŠØ¯Ù†!.. دمشون گرم!.. تو اون شرايط اينا به اينترنت دسترسي دارن Ùˆ گزارش ميدن!.. اينجا Ùˆ اينجا رو ببينيد!
شعر ساليانی پيش سروده شد Ùˆ قرار بود در چهارمين مجموعه شعرم با نام « روزنامه ÛŒ تعطيل» منتشر شود Ú©Ù‡ هرگز مجال انتشار در جمهوری اسلامی ايران را نياÙ�ت. اکنون آن را در آستانه نوروز، به دوستان دربندم ناصر زراÙ�شان، عليرضا جباری Ùˆ Ù…ØÙ…د خليلی، از اعضای کانون نويسندگان ايران تقديم Ù…ÛŒ کنم.
جمشيد برزگر
درخواست
Ú†Ù‡ سبزی Ù…ØÙˆÛŒ به چشم Ù…ÛŒ آيد
مگر که روز نو
به ساعت و تقويم و هقت سين
ØØ¶ÙˆØ± خودش را به ياد آرد
ولی غياب پرستو
ØµØ±ÙŠØ Ùˆ ساده Ùˆ سرد
به روی شاخه ها باقی است
چرا هميشه �کر کرده ام بهار
ميان ØÙ†Ø¬Ø±Ù‡ Ùˆ بال پنهان است
و از وجود خودش در تقويم هيچ چيز نمی داند؟
گمان نمی کنم که �روردين ماه ديگر زمستان است
ولی شروع �صل هم
به انتظار �رمان عقربک ها نيست
که پوچ می چرخند
شما را به تازگی سال قسم
( اگر که باورش داريد)
به من اجازه دهيد اين بار
پرنده باشم و هيچ
خطوط مبهم و اعداد گيج تقويمتان را ن�همم.
امضا:
کسی که در ميان شما زندانی است
پرندگان رها در خودش دارد
و چنبار ديگر هم نوشته بود:
بهار اينجا نيست
از سايت خبرنامه اميرکبير
Wednesday, March 19, 2003
عيد نزديکه، ما نه سبزه اي سبز کرديم Ùˆ نه سÙ�ره Ù‡Ù�ت سيني چيديم، نه من Ùˆ نه مادر ØØ§Ù„ Ùˆ ØÙˆØµÙ„Ù‡ نداريم، مخصوصاً Ú©Ù‡ امسال خواهرم Ùˆ بچه هاش ايران نيستند، برادرم امشب از جنوب مياد، من تو اين Ù�کرم Ú©Ù‡ آيا با ØØ¶ÙˆØ±Ù� برادرم مي تونم بر خجالتم غلبه کنم Ùˆ مادرم رو ببوسم يا نه؟!.. شايد واسه شما خنده دار باشه، اما من ÙŠÚ©ÙŠ خجالت مي کشم!
امروز يه دسته گل خريدم و آوردم خونه، چند شاخه گل مريم و چل شب بود و گل سرخ و ميخک!
مادر گ�ت، مي دونستم گل مي گيري!.. کار� هر سالم هست، آوردم و دادم به مادرم و بهش گ�تم، تقديم به مادر� عزيزم.. ولي باز هم نتونستم بوسمش!..
توي عيد شايد مادر رو ببرم کاخÙ� سعدآباد، Ù�کر مي کنم خوشش بياد.. آخه همش تو خونست، به خاطر اينکه پاش خيلي درد مي کنه، نمي تونه بره بيرون .. خودم رو Ú©Ù‡ جاش ميذارم، مي بينم Ú©Ù‡ ØÙ‚ داره گاهي بدخلقي مي کنه، آخه ÙŠÚ©ÙŠ همش خونه بشينه Ùˆ همش تلويزيون نگاه کنه، خوب رو روØÙŠØ§ØªØ´ هم تأثير ميذاره ديگه!.. البته مادرÙ� من خيلي گله!.. ميشينه مسايل رو تØÙ„يل مي کنه Ùˆ تازه روزنامه هايي Ú©Ù‡ من ميارم خونه رو با دقت مي خونه Ùˆ بعد با من در موردÙ� مطالبش ØµØØ¨Øª مي کنه.. البته من Ú©Ù‡ همش پايÙ� کامپيوتر هستم Ùˆ Ù�قط مي Ú¯Ù… بله، نه خير!!.. آخه Ù…Ú¯Ù‡ اين اينترنت ميذاره!ØŸ
اين روزا به يادÙ� عزيزاني Ú©Ù‡ در زندان هستند هم هستم، Ø·Ù�لي علي اÙ�شاري، باطبي Ùˆ بقيه اونايي Ú©Ù‡ زندان هستند، زراÙ�شان، سلطاني، دادخواه، آقاجري، عبدي Ùˆ ... خونوادشون ØØªÙ…اً خيلي Ù†Ø§Ø±Ø§ØØªÙ†Ø¯ØŒ همينطور خونواده عليرضا نوري Ú©Ù‡ خيلي چهره مظلومانه اي داشت، اونا هم ØØªÙ…اً عيد بهشون سخت ميگذره.. بايد به خانواده اÙ�شاري زنگ بزنم.. بقيه رو شماره تلÙ�نشون رو ندارم.. اگه ميشد بهشون زنگ ميزدم..اين آقاي عبدالÙ�ØªØ§Ø Ø³Ù„Ø·Ø§Ù†ÙŠ خيلي آدمÙ� خوبيه، رژيم با زنداني کردنÙ� اينا بيشتر مشروعيتش رو از دست ميده.. آقاي سلطاني وکيلÙ� بچه هاي نشريه موج بود .. وقتي من بازداشت شدم، بچه ها به من Ú¯Ù�تن Ú©Ù‡ برم نزدÙ� ايشون.. ايشون Ú¯Ù�تند اگه مي خواي من وکيلت باشم .. بايد قرارداد امضا کنيم.. ولي اگه مي خواي لايØÙ‡ بنويسي .. من برات مجاني لايØÙ‡ مي نويسم!.. ايشون براي من لايØÙ‡ تجديد نظر نوشتندÙ� Ùˆ کلي هم در موارد مختلÙ� راهنماييم کردند Ùˆ هيچ پولي هم نگرÙ�تند.. من هم در تجديد نظر تبرئه شدم!.. اميدوارم اين عزيزان هم زودتر آزاد بشن Ùˆ به خونه برگردند..
Tuesday, March 18, 2003
آداب و رسوم
نوروز
جشن نوروز با آداب و رسوم ويژه اي همراه است :
ØØ§Ø¬ÙŠ Ù�يروز
بر اساس نوشته عبدالله مستوÙ�ÙŠØŒ ØØ§Ø¬ÙŠ Ù�يروز با خاك زغال Ùˆ با دوده بخاري چهره خود را سياه مي كرد Ùˆ كلاه شيپوري Ùˆ يا استوانه اي بلند كه كاغذ يا مقوا بود بر سر مي گذاشت Ùˆ جامه رنگين چهل تكه كه زنگوله هايي به آن دوخته شده بود، مي پوشيد.
چهارشنبه سوري
در اين روز آتش بازيي مي كنند Ùˆ آش رشته يا به Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ø§Ù‡Ù„ÙŠ منطقه دماوند "كته را " مي خورند. در اين روز آتش اÙ�روخته مي شود از روي آن مي پرند Ùˆ مي خوانند : زردي من از تو – سرخي تو از من ..
پنجك يا پنجه
پنج روز آخر سال را كه هوا سرد بود، پنجك يا خمسه مسترقه مي Ú¯Ù�تند. خطر يخ زدن Ù…ØØµÙˆÙ„ات در اين چند روز وجود داشت. از اين رو مردم به كوه مي رÙ�تند Ùˆ جشن ميگرÙ�تند تا هوا بدتر نشود.
عيد نوروز
در روز عيد مردم به ديدار و بازديد مي پردازند و لباس هاي نو و تميز به تن مي كنند. در گذشته بزرگ ترها به كوچك ترها عيدي و تخم مرغ رنگي مي دادند و عموما" شيريني و تنقلاتي چون كشمش، مويز و نقل براي بازديدكنندگان ايام عيد مي آوردند. در روستاها مراسم عيد ديدني از خانه كد خدا يا سالخوردگان و بزرگان شروع مي شد.
سيزده به در
در سيزدهمين روز Ù�روردين، مردم سبزه اي را كه پيش از Ù�را رسيدن عيد در خانه سبز كرده اند به ØµØØ±Ø§ مي برند Ùˆ آن را به آب روان مي سپارند. غذاي اصلي روز سيزده به در كوكو سبزي است. در اين روز بازي هاي متنوع همراه با اشعار مناسب اجرا مي شود.
تيرماه سيزده
در شب سيزده تير ماه در آهار مردم هر خانه دور هم جمع مي شوند Ùˆ به نقل داستان ها Ùˆ قصه ها مي پردازند Ùˆ با ديوان ØØ§Ù�ظ Ù�ال مي گيرند. نوجوانان نيز به پشت بام مي روند Ùˆ دستمالي را به ريسمان مي بندند Ùˆ به خانه ها مي اندازند تا ØµØ§ØØ¨ خانه كشمش، نخود Ú†ÙŠØŒ پول خرد Ùˆ .... در گوشه دستمال ببندد. در ØÙˆØ²Ù‡ دماوند Ùˆ Ù�يروز كوه Ùˆ نيز مراسمي به نام " لال بازي " دارند.
نام گذاري
در شب ششم زايمان وليمه مي دهند و نام گذاري مي كنند. در اين مراسم عده اي از مردان و زنان براي شام دعوت مي شوند. پيش از صر� شام بچه را بيرون مي آورند ودر بغل ريش س�يد مجلس مي گذارند و از او مي خواهند براي نوزاد نامي برگزيند. آنگاه ريش س�يد چند اسم روي كاغذ نوشته و آنها را لاي قرآن مي گذارد و اذان به گوش راست و اقامه به گوش چپ نوازد مي خواند. به دنبال آن يكي از كاغذها را از لاي قرآن بيرون مي آورد. او اسم را مي خواند و بقيه براي تاييد صلوات مي �رستند.
آش دنداني
وقتي نوزاد شروع به در آوردن دندان مي كند براي او آش دندوني درست مي كنند تا دندان هايش Ø±Ø§ØØª Ùˆ سبك بيرون آيد. در اين نوع آش ابتدا گندم را هم مي زند Ùˆ مي كوبند Ùˆ پوست آن را بيرون مي آورند. بعد به اندازه نصÙ� گندم به آن برنج اضاÙ�Ù‡ مي كنند Ùˆ نخود Ùˆ عدس Ùˆ لوبيا نيز به تناسب مي ريزند. سپس گوشت را كوبيده Ùˆ همراه پياز داغ به آش اضاÙ�Ù‡ مي كنند. از اين آش علاوه بر مصرÙ� خود Ùˆ اطراÙ�يان اندكي هم به كبوتران امامزاده مي دهند.
مكتب خانه
در گذشته مكتب دار ابتدا ال�با و هجي كردن را مي آموخت. پس از آن شاگرد بايد يك كله قند و انعامي از اين نوع براي مكتب دار مي آورد. از ابزارهاي مكتب دار چوب و �لك بود كه در باورها و ضرب المثل هاي عاميانه از چوب و جور استاد �راوان ذكر ر�ته است.
مكتب دار از ميان شاگردان يك ن�ر را به عنوان خلي�ه ( مبصر ) انتخاب مي كرد. وظي�ه خلي�ه اين بود كه امر به جارو كردن مكتب خانه كند، دستور خريد روزانه خانه مكتب دار را صادر كند و هر عيد مكتب دار عيدي جمع كند.
چله
مردم شب چله يعني شب يلدا را كه طولاني ترين شب سال ناميده مي شود، به شب نشيني وتÙ�Ø±ÙŠØ Ù…ÙŠ گذرانند Ùˆ آجيل، هندوانه ØŒ گندم برشته، گردو Ùˆ كشمش مي خورند Ùˆ Ù�ال ØØ§Ù�ظ مي گيرند.
آجيل مشكل گشا : اين آجيل عبارت از توت خشك، نخودچي، Ù�ندوق، پسته، نقل، كشمش Ùˆ بادام است كه براي رÙ�ع گرÙ�تاري ها Ùˆ مشكلات نذر مي كنند. شرايط اين آجيل آن است كه سه يا پنج يا Ù‡Ù�ت شب جمعه آخر يا بيشتر، ØÙ„ال ترين پول خود را به مقداري كه نذر كرده اند در دست مي گيرند، به آجيل Ù�روشي كه داراي تمام شرايط نظاÙ�ت، ايمان، مغازه رو به قبله Ùˆ نيز داراي اسم ØØ¶Ø±Øª Ù…ØÙ…د ( ع )ØŒ علي ( ع ) يا ديگر معصومين باشد، مي روند Ùˆ بدون تكلم Ùˆ Ú¯Ù�تگو – سكوت از آداب اين كار است – آجيل مي خزند، صلوات گويان به خانه مي برند Ùˆ مشغول پاك كردن آن مي شوند. كسي كه آجيل را پاك مي كند، از ØØ±Ù� Ùˆ سخن لغووبي جا Ùˆ غيبت، خودداري مي كند. هنگامي كه آجيل را پاك مي كنند يك Ù†Ù�ر يكي از قصه هاي مربوط به اين آداب را تعريÙ� مي كند Ùˆ ديگران در سكوت، قصه را دنبال مي كنند. از جمله قصه ها مي توان به قصه خاركن اشاره كرد.
Friday, March 14, 2003
وبلاگ اصلي� من اينجاست.. اما اين مطلب رو گ�تم اينجا پست کنم و بعد اونجا بهش لينک بدم!
مطلب من در مورد انتخابات� شورا ها رو هم با تيتر� امنيت ملي در نظام نا مشروع ممکن نيست! در وبلاگ� اصلي� رنگين کمان بخونيد!
بيانيه تØÙ„يلي انجمن اسلامي دانشجويان اميركبير در رابطه با وضعيت Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª
نهم اسÙ�ند ØŒ Ù�رياد پايان Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي
انتخابات 9 اسÙ�ند Ùˆ نتايج تامل برانگيز آن ØŒ واقعه اي بود كه مي تواند به روشن شدن وضعيت Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª در ايران كمك كند . تØÙ„يل آنچه منجر به عدم مشاركت مردم در انتخابات شد مي تواند Ù�ضا را براي ياÙ�تن مسير صØÙŠØ براي به جلو بردن Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª Ùˆ برقراري دموكراسي در ايران روشن سازد .تØÙ„يل نادرست پيامي كه ملت در انتخابات 9 اسÙ�نده ماه به دولتمردان دادند توسط آنهايي كه سر در برÙ� Ù�رو كرده Ùˆ خود را به ناشنوايي زده اند Ùˆ رÙ�تارهاي مردم را هنوز در چارچوب نظام ارزيابي مي كنند آينده شومي را براي مملكت تدارك خواهد ديد Ùˆ ديري نخواهد پاييد كه كشتي اي را كه سوراخ كرده اند به Ú¯Ù„ نشيند .
اما با اين وجود، گويا آنها كه سكان كشور را به دست دارند خود را از غرق شدن در اين تو�ان سهمگين در امان مي‌بينند كه اينگونه بر مرام و روشهاي خود پاي مي �شرند و بيمي از بازتاب سهمگين اعمال ناصواب خود ندارند .
مردم ايران در چند انتخابات متوالي پيام هشدار آميز خود را به گوش ناشنواي بخش بزرگي از ØØ§ÙƒÙ…يت رسانده بودند اما در دو انتخابات 18 خرداد ماه Ùˆ 9 اسÙ�ند ماه روي سخن مردم با Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي Ùˆ آن بخش از اپوزيسيون بود كه با ØØ¶ÙˆØ± خود Ùˆ با سرمايه كردن از عنواني به نام Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØŒ سرماية مشروعيت نامشروعاني را Ù�راهم كرده بودند كه مردم ديري است از آنها دل بريده اند . به اين ترتيب انتخابات 9 اسÙ�ند داراي نكاتي ظريÙ� Ùˆ در عين ØØ§Ù„ رسايي بود كه اگر درست رمزگشايي نشود ØŒ Ù�اجعه اي عظيم را براي مردم ØŒ كشور Ùˆ سكان داران آن ببار خواهد آورد .
***
نهم اس�ند ماه ، �رياد رساي ملت ؛
انتخابات بهترين جايي است كه ملت خواست ها Ùˆ پيام هاي خويش را به گوش آنهايي كه در مسند قدرت نشسته اند مي‌رسانند. مردم ايران نيز در انتخابات 76 به بعد با آهنگ هاي مختلÙ� پيام ها Ùˆ خواسته هاي خود را به ØØ§ÙƒÙ…يت ابلاغ كرده اند پيام هايي كه با داشتن هوشي ØØ¯Ø§Ù‚لي نيز مي شد آن را به درستي درياÙ�ت .
مردم در دوم خرداد 76 يكصدا به سالها مديريت Ø®Ù�قان آميز اقتدارگرايان اعتراض كردند Ùˆ تغيير Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø±ÙˆØ´ ها ومنش ها را به شيوه هايي مسالمت آميز خواستار شدند Ùˆ با راي به Ù…ØÙ…د خاتمي آن بخش از ØØ§ÙƒÙ…يت را كه مدعي Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø±ÙˆØ´Ù‡Ø§ Ùˆ منش ها بر پايه انسان مداراي Ùˆ مردم سالاري بود بر مسند قدرت نشاندند تا شايد به بخشي از خواستهاي خويش دست يابند. مردم ØØªÙŠ Ø¯Ø± انتخابات دور اول شورا Ùˆ انتخابات مجلس ششم نيز ØÙ…ايت خويش را از اين بخش ØØ§ÙƒÙ…يت اعلام كردند Ùˆ خواستار استÙ�اده Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي از پشتوانه‌هاي اجتماعيشان براي پيشبرد برنامه ها Ùˆ شعارهايشان شدند. اما در انتخابات نهم اسÙ�ند ماه ديگر اينگونه نبود Ùˆ مردم اينبار نشان دادند كه اكنون مشكلات را نه در اشخاص Ùˆ نه در شيوه ها Ùˆ روش ها كه در چارچوب هايي كه مسير Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª مورد نظر مردم را مسدود نموده است مي بينند. مردم در انتخابات 9 اسÙ�ند ماه با سكوت خويش به رويكردهاي اصلاØÙŠ ÙƒÙ‡ تكيه اش بر ظرÙ�يت هاي پارلماني اندك نظام بود Ùˆ به اراده اصلاØÙŠ ÙƒÙ‡ هر روز كمرنگ تر مي شد ريشخندي تلخ زدند . اما گويا نشستگان بر مسند قدرت از درك سكوت معنا دار ملت عاجزند. آخر آنهايي كه ملت را تنها در پاي صندوق هاي راي مي شناختند Ùˆ از آرمانهاي باخته ملت بي خبر بودند چگونه مي توانند Ù�رياد رساي ملت را در سكوتشان بشنوند ØŸ
آنچه اقتدار گرايان را به ورطه اي انداخت كه اكنون 4% راي شهروندان تهراني را به منزله پيروزيشان در انتخابات Ùˆ اقبال مردم به خويش تØÙ„يل مي كنند نشيندن پيام ملت Ùˆ يا به نا شنوايي زدن خويش بود Ùˆ اكنون اين بيماري چندي است كه Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي را نيز مبتلا كرده است Ùˆ آنها نيز توان تØÙ„يل صØÙŠØ از خواست Ùˆ راي مردم را ندارند .
آنهايي كه راي هاي به صندوق نريخته مردم در انتخابات 18 خرداد ماه را تØÙ„يل هاي نا صواب مي كردند امروز ديگر Ú†Ù‡ تØÙ„يل نويني براي رأي هاي به صندوق نريخته مردم دارند تا بتوانند آن را به عنوان پشتوانه خويش معرÙ�ÙŠ كنند ØŸ
عدم ØØ¶ÙˆØ± اكثريت مردم در انتخابات تهران Ùˆ شهرهاي بزرگ ØŒ آنهم انتخاباتي كه بدون شك آزادترين انتخابات در تاريخ نظام جمهوري اسلامي بوده است نشان از عدم اطمينان مردم به ØØ§ÙƒÙ…يت Ùˆ عدم مشروعيت در عاليترين Ø³Ø·Ø Ø¢Ù† مي باشد .
انتخابات نهم اسÙ�ند ماه نشان داد كه امروز ديگر نه ØØ°Ù� نظارت استصوابي Ùˆ نه ØØªÙŠ ØØ¶ÙˆØ± نيروهاي اپوزيسيون در رقابت هاي سياسي نيز نمي تواند مطالبات مردم ايران را تضمين كند . ØØ¶ÙˆØ± آزادانه نيروهاي اپوزيسيون در صØÙ†Ù‡ Ùˆ عدم استقبال مردم از آنها به ÙˆØ¶ÙˆØ Ù…ÙŠ رساند كه اكنون ديگر ØØªÙŠ Ø§Ù¾ÙˆØ²ÙŠØ³ÙŠÙˆÙ† نيز در چارچوب اين نظام پذيرÙ�ته نيست . Ùˆ خواسته هاي مردم بسيار Ù�راتر از اين مسائل رÙ�ته است .
مردم به خوبي درياÙ�ته اند كه ظرÙ�يت هاي پارلماني Ùˆ قانوني نظام در مواجهه با نهادهاي انتصابي ØŒ ديگر امكان پيشبرد Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª را ندارد Ùˆ سخنان رهبر نيز در نيمه هاي روز انتخابات مبني بر رد صلاØÙŠØª نمايندگان مردم ØŒ ØØªÙŠ Ø¨Ø¹Ø¯ از انتخاب شدنشان توسط مردم ØŒ ميزان پايبندي مجموعه ØØ§ÙƒÙ…يت را به راي Ùˆ نظر مردم نشان داد Ùˆ به منزله نمادي از عدم پايبندي ØØ§ÙƒÙ…يت به آنچه خواست Ùˆ نظر اكثريت است درآمد Ùˆ نشان داد كه ØØ§ÙƒÙ…يت به هيچ وجه ØØ§Ø¶Ø± به پذيرش خواست اكثريت نبوده نيست Ùˆ نخواهد بود .
جامعه ايران درياÙ�ته است كه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª سالهاست به ديواره‌هاي قانون اساسي برخورده است Ùˆ در چنبره مشكلات ساختاري Ùˆ غير دموكراتيك آن گرÙ�تار آمده Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† نيز سالهاست كه تلاش بيهودي مي كنند چرا كه اراده اي در برداشتن ديواره هايي كه سد راه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª است در انها وجود ندارد . اين اصرار Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي بر روش ها Ùˆ منش هاي به بن بست رسيده يشان ØŒ با وجود هشدار هاي جنبش دانشجويي در 18 خرداد ماه 80 اكنون به جايي رسيده است كه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª را در Ù…ØØ§Ù‚ كشانده Ùˆ پتانسيل هاي اجتماعي آن را به هرز برده است Ùˆ سرانجام Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي تنها به لوث كردن Ù…Ù�اهيمي چون آزادي بيان ØŒ آزادي عقيده ØŒ ØÙ‚وق بشر ØŒ جامعه مدني Ùˆ دموكراسي Ùˆ از ميان بردن نهادهاي Ùˆ جنبش هاي اجتماعي انجاميده است .
امروز ديگر سخنان تند Ùˆ ØµØ±ÙŠØ Ø®Ø§ØªÙ…ÙŠ نيز اثر نخواهد كرد ! كه مردم نيك مي دانند كه اين سخنان از كجا مي آيد Ùˆ به كجا خواهد انجاميد . ديگر ØØªÙŠ Ù…Ø±Ø¯Ù… به اپوزيسيون هاي نظام كه به دليل دوري از قدرت با آنها همگام ترند نيز اعتمادي ندارند Ùˆ اين يعني در معرض خطر بودن امنيت ومناÙ�ع ملي ايران !
اگرچه نهم اسÙ�ند ماه يك ØÙ…اسه بود ØŒ ØÙ…اسه اي كه نشان از ميزان آگاهي ملت داشت ØŒ اما Ù�اجعه اي بزرگ را نويد داد، Ù�اجعه‌اي كه نه در عدم ØØ¶ÙˆØ± مردم Ùˆ نه در شكست Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي بلكه در عدم اعتماد مردم به اپوزيسيون ØØ§Ø´ÙŠÙ‡ نظام ظهور كرد . آري اين ديگر زنگ خطر نيست كه ناقوس خطري است كه به صدا در آمده وصداي دل بريدن مردم از ØØ§ÙƒÙ…يت را به آن سوي مرزها نيز رسانده است .
اما Ú†Ù‡ چيز Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª را به اينجا رساند؟ ØŒ بدون شك بررسي آنچه منجر به سلب اعتماد مردم از Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي Ùˆ بخشي از اپوزيسيون شد مي تواند ما را به ياÙ�تن راهكاري براي برون رÙ�ت از انسداد سياسي موجود رهنمون سازد.
***
Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† رÙ�رميست هاي Ù…ØØ§Ù�ظه كار Ø›
يكي از دلايل بزرگ به بن بست رسيدن Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª روش هاي بكار گرÙ�ته شده توسط Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي بود . جبهه دوم خرداد كه ØÙˆÙ„ يك تØÙˆÙ„ اجتماعي بزرگ شكل گرÙ�ته بود ØŒ Ù…ØÙˆØ±ÙŠØª خود را در Ù†Ù�ÙŠ Ù…ØØ§Ù�ظه كاران Ùˆ ØÙ…ايت از خاتمي قرارداد Ùˆ همين آنان را بر آن داشت تا با استÙ�اده از ظرÙ�يت هاي پارلماني نظام Ùˆ با جلب ØÙ…ايت مردم تنها به Ù�ØªØ Ø³Ù†Ú¯Ø± به سنگر قدرت بپردازند Ùˆ شعارهايي چون ØÙ‚وق بشر ،‌ بسط آزاديهاي مدني Ùˆ اجتماعي Ùˆ پيگيري ØÙ‚وق Ùˆ مناÙ�ع ملت نيز تنها بصورت آذيني براي جذب مردم در آمدند .
جبهه دوم خرداد هيچ خط قرمزي راي براي عقب نشيني مشخص نكرد Ùˆ از هر روش Ùˆ معامله اي براي كسب قدرت بهره جست . اگرچه شعار مردمسالاري مي داد ØŒ اما در برابر ØØ°Ù� نمايندگان منتخب مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي Ùˆ ابطال آراي مردم در آن انتخابات سكوت كرد . شعار آزادي بيان مي‌داد اما نه براي تصويب قانون مطبوعات قدمي برداشت Ùˆ نه در برابر توقيÙ� Ù�له اي روزنامه ها Ùˆ نشريات Ùˆ بازداشت روزنامه نگاران مقاومتي كرد . اگرچه از ØÙ‚وق شهروندي سخن مي‌گÙ�تند اما در برابر بازداشت هاي غير قانوني Ùˆ Ù…ØØ§ÙƒÙ…Ù‡ هاي قرون وسطي اي قوه قضاييه هيچ عكس العملي نشان ندادند . شعار ØÙ‚وق بشر سر دادند Ùˆ در برابر شكنجه هاي روØÙŠ Ùˆ جسمي زندانيان تنها سكوت كردند. از بسط نهادهاي مدني دم زدند Ùˆ Ù�عالانه براي ØØ°Ù� جنبش دانشجويي گام برداشتند Ùˆ با دخالت ØŒ Ù†Ù�وذ Ùˆ Ù�شار به مضمØÙ„ كردن آن پرداختند . Ùˆ عجيب است كه هيچگاه معلوم نشد كه جبهه دوم خرداد ØŒ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª را در Ú†Ù‡ چيز جستجو مي كند ØŸ
نداشتن خط قرمز ØØ¯Ø§Ù‚لي براي Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨ بودن منجر به آن شد كه برخي Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª را به ماندن خويش در قدرت تÙ�سير كنند Ùˆ هركه به نقد قدرت طلبيشان برخيزد را به تندروي Ùˆ يا ضد Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª بودن متهم كرده Ùˆ همگام Ùˆ همراه با اقتدار گرايان به ØØ°Ù� او بپردازند.
Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† اگرچه با راي مردم بر سر كار آمدند اما آنچه را كه Ù�راموش كردند نقش مردم در Ù�رآيند Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª بود .
اگرچه استراتژيي چون Ù�شار از پايين Ùˆ جانه زني از بالا در پي استÙ�اده از پتانسيل هاي اجتماعي بود اما ØØªÙŠ Ø¯Ø± اين استراتژي نيز Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† بر آن بودند كه بايد Ù�شار هاي مردم كنترل شده Ùˆ در راستاي خواسته هايي باشد كه خود براي آنها مشخص مي كنند Ùˆ از اين رو Ù�شار مردم را نه Ù�شاري بر پايه نهادهاي مدني كه ØØ¶ÙˆØ±ÙŠ ØªÙˆØ¯Ù‡ وار مي خواستند Ùˆ به همين دليل هيچ تلاشي در ØÙ�ظ Ùˆ بسط نهادهايي مدني چون جنبش دانشجويي نكردند بلكه به سنگ اندازي ØŒ مداخله Ùˆ مضØÙ…Ù„ كردن آن پرداختند .
ساير استراتژي هاي Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي نيز بيشتر به يك بيانيه شباهت داشت كه هر از چند گاهي برخي كلمات را وارد Ù�ضاي سياسي كشور مي كرد. اين استراتژي هاي نيز مبتني بر نقش Ùˆ Ù…ØÙˆØ±ÙŠØª Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي بود ØŒ نه به مشاركت Ùˆ خواست مردم .
اكنون مي بينيم كه با گذشت زمان Ùˆ بدست آوردن تمام ظرÙ�يت هاي پارلماني Ùˆ انتخابي نظام توسط Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي نه تنها پيشرÙ�تي در مسير Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª بوجود نيامد كه انسداد سياسي ناشي از اتخاذ سياستهاي تهاجمي اقتدار گرايان از يكسو Ùˆ ناكارآمدي روشهاي Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† در جبهه دوم خرداد از سوي ديگر منجر به نا اميدي مردم از اصلاØâ€ŒØ·Ù„بان Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي گرديده است .
اگر Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي در انتخابات خرداد 80ØŒ 14 ميليون راي به صندوق نريخته ملت را مي ديدند Ùˆ بر آن نمي شدند تا با «راي اوليها» كاهش مشاركت مردم را كتمان كنند Ùˆ به جاي ان به تØÙ„يل درست Ùˆ واقعگرايانه پيام آن راي‌هاي به صندوق نريخته مي پرداختند امروز نه سرنوشت Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي اينگونه بود Ùˆ نه سرنوشت Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª .
Ù�شار Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† بر جنبش دانشجويي براي ØÙ…ايت از خاتمي در 18 خرداد ماه 80 ØŒ رايزني با روشنÙ�كران Ùˆ سرمايه هاي اجتماعي Ùˆ هزينه كردن آنها براي جلب ØÙ…ايت مردم از خاتمي Ùˆ پس از آن بي نتيجه ماندن 22 ميليون راي داده شده به خاتمي ،‌ مسائلي بود كه همگي باعث انÙ�عال Ùˆ سرخوردگي Ùˆ ياس از جبهه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª داخل ØØ§ÙƒÙ…يت شد.
Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† كه هر راي جز راي ناصواب خود را به ديده راديكاليسم انگاشتند غاÙ�Ù„ از آن بودند كه خود در ورطه Ù…ØØ§Ù�ظه كاري‌ ( ØÙ�ظ وضع موجود ) اÙ�تاده اند Ùˆ اين شيوه ØŒ آنان را از تØÙ„يل درست Ù�ضاي سياسي كشور بازداشته است .
Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† با Ù…ØÙˆØ± قرار دادن خويش به عنوان Ù�صل الخطاب Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØŒ مردم Ùˆ خواسته هايشان را به Ù�راموشي سپردند Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª را به آنچيزي تقليل دادند كه توسط يك يا دو Ù†Ù�ر در جلسات خصوصي به عنوان استراتژي جبهه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª به جبهه دوم خرداد تزريق Ùˆ از طريق آنها به عنوان خواسته هاي ملت تلقي مي گشت .
Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي در پي كاستن Ø¨ØØ±Ø§Ù†Ù‡Ø§ÙŠ Ù…ÙˆØ¬ÙˆØ¯ در ØØ§ÙƒÙ…يت ايران بود اما نتوانست در ايران راه توÙ�يقي بدست آورد . تشديد Ø¨ØØ±Ø§Ù† مشاركت ØŒ مشروعيت Ùˆ كارآمدي اثباتي است بر آنكه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي مدت مديدي است كه به پايان راه خود رسيده است Ùˆ اكنون بر همگان مشخص شده است كه جبهه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª داخل ØÙƒÙˆÙ…ت توانايي ايجاد تغييرات ساختاري در نظام در جهت خواست Ùˆ مناÙ�ع جامعه را ندارد .
انتخابات 9 اسÙ�ند ماه زنگ خطر نبود ! زنگ خطر خيلي وقت پيش به صدا در آمد . اگر انتخابات خرداد 80 را زنگ خطري براي به پايان رسيدن Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي بدانيم ØŒ انتخابات 9 اسÙ�ند 81 مهر تاييدي بود كه از سوي مردم بر ابطال پرونده Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي زده شد .
Ùˆ اكنون تنها راه باقي مانده براي Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي براي آنكه ياد Ùˆ خاطره اي خوش از آنها در تاريخ ثبت شود برگزاري رÙ�راندوم قانون اساسي در كشور است تا مردم بتوانند خود سرنوشت خويش را رقم زنند .
* * *
اپوزيسيون ، نخبگان كم هوش ؛
اپوزيسيون قانوني ايران نيز يكي از بزرگترين اشتباهات سياسي خود را در انتخابات اس�ند ماه سال 81 مرتكب شد .
در ØØ§Ù„ÙŠ كه بيشتر نخبگان از مشاركت پايين مردم در اين انتخابات دم مي زدند Ùˆ از طرÙ�ÙŠ در ØØ§Ù„ÙŠ كه شوراي شهر تهران هيچ نقش تاثير گذاري در جنبش اصلاØÙŠ Ù†Ø¯Ø§Ø±Ø¯ . مشخص نيست كه اپوزيسيون با كدامين تØÙ„يل پاي در انتخابات شوراي شهر تهران گذارد .
عجيب است كه در ØØ§Ù„ÙŠ كه نمايندگان منتخب مردم در مجلس كه طبق قانون اساسي از مصونيت پارلماني برخوردار مي باشند توانايي برداشتن ØØªÙŠ ÙŠÙƒ گام در جهت پيشرÙ�ت Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª را ندارند Ùˆ ØØªÙŠ ØÙ‚ اظهار نظر نيز از آنها سلب شده است Ùˆ رئيس جمهور منتخب 22 ميليون جمعيت ايران نيز در مقابل نهادهاي انتصابي بدون كسب اجازه نمي تواند هيچ اقدامي انجام داده Ùˆ ØØªÙŠ ØÙ‚ مسلم اش يعني تعيين اعضاي كابينه نيز از دست او خارج است Ùˆ به سادگي از طرÙ� نهادهاي انتصابي برنامه هاي اقتصادي مدون ! Ùˆ برنامه هاي مبارزه با Ù…Ù�اسد اقتصادي به او تØÙ…يل مي شود ØŒ نيروهاي اپوزيسيون به اميد كدام پيشرÙ�ت Ùˆ تØÙ‚Ù‚ كدام برنامه در اين انتخابات ØØ¶ÙˆØ± پيدا كردند ØŸ!
در ØØ§Ù„ÙŠ كه سكان هدايت كشور ØŒ ديوانه وار به سمت تهديد امنيت Ùˆ مناÙ�ع ملي Ùˆ ايجاد Ø¨ØØ±Ø§Ù†Ù‡Ø§ÙŠ ØºÙŠØ± قابل ترميم رانده مي شود Ùˆ از سوي ديگر جبهه Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي با ورشكستگي روشي Ùˆ پشتوانه اي مواجه شده است ØŒ بايد مراقب بود كه نا اميدي مردم از روش هاي Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø·Ù„Ø¨Ø§Ù† ØÙƒÙˆÙ…تي به اتخاذ روش هاي غير عقلاني ØŒ از روش هاي خشونت آميز گرÙ�ته تا دل بستن به بيگانگان Ùˆ يا سلطنت طلبان براي Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø§Ù…ÙˆØ± كشور منجر نگردد .
Ùˆ اين مهم بر عهده اپوزيسيون نظام است كه با اتخاذ روشهاي مسالمت آميز Ùˆ ترسيم اÙ�Ù‚ هاي روشن Ùˆ واقع بينانه اي براي Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª Ùˆ همچنين ابرام بر شكستن بن بست هاي قانون اساسي مانع از آن شود كه مردم ايران براي تØÙ‚Ù‚ آرمانهاي از دست رÙ�ته اش چشم به بيگانگان بدوزد . آنهم در شرايطي كه تجربه اÙ�غانستان Ùˆ آنچه بر عراق مي رود بي شك عوامل تشديد كننده اين موضوع مي باشند .
امروز Ùˆ در شرايطي كه از عدم درايت مراكز قدرت در جلوگيري از چرخش نگاه مردم به خارج Ùˆ عدم نگراني آنها از تهديد امنيت Ùˆ مناÙ�ع ملي مطمئن گشته ايم ØŒ انتظار اين است كه نيروهاي اپوزيسيون با درك صØÙŠØ Ù�ضاي سياسي كشور Ùˆ موقعيت هاي سياسي اينگونه هزينه هاي بيهوده نداده Ùˆ سرمايه هاي خويش به هرز نبرند اما متاسÙ�انه ØØ¶ÙˆØ± Ùˆ شركت اپزيسيون در انتخابات شوراها نشان از هوشÙ� كم نخبگان اپزيسيون داشت .
***
جنبش دانشجويي همانگونه كه بارها Ù�رياد زده است باز هم به همگان هشدار مي دهد كه راه برون رÙ�ت از وضعيت موجود Ùˆ گام گذاردن در راه Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª مورد نظر جامعه نه در ØØ§ÙƒÙ…يت كه در ميان جامعه Ùˆ روشنÙ�كران دور از قدرت ياÙ�ت مي شود . Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي هيچ گاه توان برآورده كردن خواسته هاي جامعه را ندارد Ùˆ معرÙ�ÙŠ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي به منزله تنها راه مسالمت آميز ممكن در جهت Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª در ايران ØŒ دروغي است براي ØÙ�ظ مسند بر قدرت نشستگان .
Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª ØÙƒÙˆÙ…تي روشي بود كه بدون بدست آوردن نتيجه اي تنها منجر به هرز رÙ�تن پتانسيل هاي اجتماعي شد .
اما امروز جنبش دانشجويي براي برون رÙ�ت از وضعيت موجود تشكيل جبهه دموكراسي خواهي را پيشنهاد مي كند . جبهه اي كه بايد از تمام نخبگان آزاديخواه Ùˆ آنهايي كه دغدغه دموكراسي در ايران را دارند تشكيل شود جبهه اي مردمي كه اينبار نه ØÙˆÙ„ Ù…ØÙˆØ± كسب قدرت كه ØÙˆÙ„ هدÙ� برقراري دموكراسي تمام عيار، ØÙ‚وق بشر Ùˆ تامين آزادي هاي اجتماعي در ايران تشكيل شود. جبهه اي كه خطوط قرمزش را از ابتدا مشخص كند Ùˆ آنها را Ù�داي هيچ Ù…ØµÙ„ØØªÙŠ Ù†ÙƒÙ†Ø¯ .
از اين رو انجمن اسلامي دانشجويان اميركبير ضمن دعوت از همه نخبگان ايراني كه نه سوداي قدرت بلكه دلمشغولي آزادي Ùˆ دموكراسي در ايران را دارند مي خواهيم كه با اعلام ØØ¶ÙˆØ± در جبهه دموكراسي خواهي پيش از آنكه كشور در Ø¨ØØ±Ø§Ù†Ù‡Ø§ÙŠ Ù�جيع تري كه امنيت Ùˆ مناÙ�ع ارضي Ùˆ ملي اش را به خطر بيندازد غوطه ور شود به تبين استراتژي هايي براي استÙ�اده از پشتوانه هاي كشور جهت برقراري خواست اكثريت جامعه بپردازند .
Tuesday, February 25, 2003
وبلاگ اصلي� من اينجاست.. اما اين مطلب رو گ�تم اينجا پست کنم و بعد اونجا بهش لينک بدم!
شـورا در نظام� ولائـي
دكتر Ù…ØÙ…د ملكي
اين روزها بار ديگر در، روزنامه‌ها Ùˆ ديگر رسانه‌ها Ùˆ Ù…ØØ§Ù�Ù„ وابسته به ØÙƒÙˆÙ…ت Ø¨ØØ« شوراها Ùˆ كاركرد شوراهاي اسلامي بالا گرÙ�ته Ùˆ كم‌توجهي Ùˆ بي‌تÙ�اوتي مردم به اين امر مورد Ø¨ØØ« Ù…ØØ§Ù�Ù„ سياسي Ùˆ اجتماعي است. از آنجا كه گهگاه بعضي Ù…ØØ§Ù�Ù„ با سو‌ءاستÙ�اده از نام مداÙ�ع سرسخت تشكيل شوراهاي واقعي Ù€ آيت‌الله طالقاني Ù€ Ùˆ تلاش ايشان در Ù…Ø·Ø±Ø ÙƒØ±Ø¯Ù† شورا Ùˆ نقش شوراها در مشاركت مردم Ùˆ پيشبرد كارها، مسئلة شوراهاي اسلامي موجود را به انديشه‌هاي آقاي طالقاني پيوند مي‌زنند ضروري ديدم براي آگاهي بيشتر مردم به‌ويژه نسل جوان در مورد مسئلة شورا به اوايل انقلاب برگرديم Ùˆ مقايسه‌اي بين جايگاه شورا در تÙ�كر طالقاني Ùˆ نظامÙ� ولائي داشته باشيم. آيت‌الله طالقاني پس از سالها تØÙ‚يق Ùˆ تÙ�ØØµ در آيه‌هاي قرآني به اين نتيجه رسيده بود كه بهترين راهÙ� ادارة اجتماعات كوچك Ùˆ بزرگ «شورا»هاست Ùˆ هميشه در Ú¯Ù�ته‌ها Ùˆ نوشته‌هايش روي اين امر تكيه داشت. طالقاني Ø·Ø±Ø Â«Ø´ÙˆØ±Ø§Ù‡Ø§Â» را سالها پيش از انقلاب در ذهن داشت Ùˆ مرتب تأكيد مي‌كرد كه ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ نزديكان Ùˆ شاگردانش آن را به مرØÙ„Ø© اجرا درآورند من به نام يك ايرانيÙ� دوستدار انديشة طالقاني دربارة شوراها خاطره‌اي را از اوايل انقلاب نقل مي‌كنم تا روشن گردد تÙ�اوت ره از كجاست تا به كجا.
يكي دو روز پس از اعلامÙ� پيروزيÙ� انقلاب Ùˆ در آن به‌هم‌ريختگي امور كه طبيعي هر انقلابÙ� بزرگ است در جلسة سازمان ملي دانشگاهيان ايران (شوراي مركزي دانشگاه تهران) مشغول Ú¯Ù¾ زدن‌هاي روشنÙ�كرانه بوديم كه دكتر عبدالكريم لاهيجي به سراغÙ� من آمد تا يك‌راست به منزل آقاي چه‌پور Ù€ پدرÙ� عروس آقاي طالقاني Ù€ برويم، وقتي وارد اطاق شديم آقاي طاهر اØÙ…دزاده Ùˆ چند Ù†Ù�ر ديگر در آنجا ØØ¶ÙˆØ± داشتند بعد از سلام Ùˆ اØÙˆØ§Ù„‌پرسي آيت‌الله كه بسيار خسته به‌نظر مي‌رسيدند با ØØ§Ù„تي جدي Ùˆ كمي عصباني به من Ùˆ اØÙ…دزاده Ú¯Ù�تند: تو بايد مسئوليت ادارة دانشگاه تهران Ùˆ آقا طاهر استانداري خراسان را بپذيريد. وقتي Ú¯Ù�تم «آقا مگر خبر نداريد بيرون Ú†Ù‡ خبر است؟ داخلÙ� دانشگاه تعدادي تانك Ú†ÙŠÙ�تن پارك شده Ùˆ پرچم سرخ از سوي Ù�دائيان خلق بالاي ساختمانÙ� دانشكدة Ù�ني Ùˆ پرچم مجاهدين روي ساختمان دانشكده علوم نصب شده اين دو ساختمانÙ� بزرگ در اختيار مجاهدين خلق Ùˆ Ù�دائيان خلق است. مسجد دانشگاه را كميتة پاسداران در اختيار دارد Ùˆ درونÙ� آن تَلي از اسلØÙ‡â€ŒÙ‡Ø§ÙŠ Ø¬Ù…Ø¹â€ŒØ¢ÙˆØ±ÙŠ شده روي هم ريخته Ùˆ در گوشه Ùˆ كنار زمين چمن Ùˆ خيابانهاي دانشگاه هر گروه Ùˆ دسته براي خود اجتماعي تشكيل داده Ùˆ مشغول تبليغ Ùˆ يارگيري است. قبول مسئوليتÙ� ادارة چنين مكاني از عهدة من خارج است». هرچه براي نپذيرÙ�تن اين كار بهانه كردم مؤثر واقع نشد تا بالاخره آيت‌الله Ù�رمودند «اين امر رهبر است بايد اطاعت كنيد.» من كه در آن روزها با وعده Ùˆ وعيدهايي كه رهبر به مردم داده بودند Ùˆ مي‌گÙ�تند ايران را بهشت برين خواهم كرد مي‌پنداشتم اگر اطاعتÙ� امرÙ� چنين رهبري را نكنم «آسمان به زمين خواهد آمد» Ú¯Ù�تم: «پدر مي‌پذيرم اما به يك شرط Ùˆ آن هم اين است كه شوراي مورد نظر جنابعالي را در دانشگاه تهران Ùˆ ديگر دانشگاه‌ها Ùˆ مراكز دانشگاهي پياده كنيم». طالقاني در ØØ§Ù„ÙŠ كه لبخند رضايت بر لب داشت، Ú¯Ù�ت: ØØ§Ù„ كه قبول كردي برو ببينم چگونه آن مركز مهم Ùˆ ØØ³Ø§Ø³ را اداره خواهي كرد.
بلاÙ�اصله با اØÙƒØ§Ù…ÙŠ كه زنده‌ياد مهندس بازرگان Ù€ نخست‌وزير Ù€ براي من Ùˆ همكارانم (دكتر ترابعلي براتعلي، دكتر ØØ³ÙŠÙ† صباغيان Ùˆ دكتر كاظم ابهري) صادر كرد شوراي مديريت دانشگاهÙ� تهران تشكيل شد Ùˆ يك Ù‡Ù�ته بعد پس از بازگشايي دانشگاه Ùˆ تشكيل كلاسها قدم بعدي براي تشكيل شوراها در دانشكده‌ها Ùˆ مؤسسات وابسته برداشته شد. شوراي مديريت از دانشكده‌ها خواست تا در اسرع وقت شوراهاي هماهنگي مركب از نمايندگان استادان، دانشجويان Ùˆ كارمندان (هر يك سه Ù†Ù�ر) را تشكيل داده Ùˆ از بين خود يا يكي از استادانÙ� دانشكده Ù�ردي را به‌عنوان سرپرست معرÙ�ÙŠ نمايند تا اØÙƒØ§Ù… آنها صادر گردد. كارÙ� تشكيل شوراها در شرايط كاملاً آزاد Ùˆ دموكراتيك انجام شد Ùˆ ØÙƒÙ… اÙ�راد معرÙ�ÙŠ شده بدونÙ� توجه به اÙ�كار Ùˆ اعتقادات آنها صادر گرديد. براي ما تÙ�اوتي بين دكتر Ù…Ù�ØªØ (سرپرست دانشكدة الهيات Ùˆ معارÙ� اسلامي) با دكتر Ù…ØÙ…درضا لطÙ�ÙŠ (سرپرست دانشكدة هنرهاي زيبا) يا دكتر ناصر كاتوزيان (سرپرست دانشكدة ØÙ‚وق) كه اعتقادات متÙ�اوتي داشتند وجود نداشت مهم اين بود كه معرÙ�ي‌شدگان منتخب شوراها باشند Ùˆ در خدمتÙ� دانشگاه Ùˆ مردم. مي‌دانستيم Ùˆ معتقد بوديم عقل جمعي خطا نمي‌كند Ùˆ نيازي به شرط Ùˆ شروط براي انتخاب‌شدگان نمي‌ديديم. بعد از انتخاب رؤساي دانشكده‌ها Ùˆ يك نماينده از هر دانشكده با ØØ¶ÙˆØ± آنها شوراي عالي دانشگاه تشكيل شد Ùˆ در اولين جلسة شوراي عالي، مديريت موقت كه تا آن روز انتصابي بود استعÙ�اي خود را تقديم كرد Ùˆ بلاÙ�اصله شوراي عالي آنها را براي ادارة امور دانشگاه «انتخاب» نمود Ùˆ اين روش در همة دانشگاه‌ها Ùˆ مراكز آموزش عالي كشور به‌مرØÙ„Ø© اجرا درآمد Ùˆ به اين ترتيب شوراهاي مورد نظر آيت‌الله طالقاني در دانشگاه‌ها پياده شد Ùˆ پدر به يكي از آرمانهايش رسيد. اما هزار اÙ�سوس ديري نپائيد كه بدنÙ� سرد شدة پدر را اعضاء شوراها همراه ميليون‌ها ايراني از مسجد دانشگاه تهران به بدرقه نشستند تا شاهدÙ� آنچه بعد از مرگÙ� او بر سرÙ� شوراها مي‌آيد باشند. آن روز كه به دستور طالقاني، اØÙ…دزاده راهي خراسان شد تا «استاندار دوچرخه‌سوار» نام گيرد Ùˆ من رهسپارÙ� دانشگاه تهران تا اولين شوراي دلخواه طالقاني را برپا كنم هرگز در باور من Ùˆ اØÙ…دزاده نمي‌گنجيد كه نظامÙ� ولائي شوراهاي راستين Ùˆ مردمسالار را برنتابد تا آنجا كه ما دو Ù†Ù�ر پاداش كارمان را در زندان اوين Ùˆ با بدنهاي سياه‌شده از كابلÙ� پاسداران درياÙ�ت نماييم Ùˆ ما را تنها Ùˆ تنها به گناهÙ� ايمان به ØÙƒÙˆÙ…تÙ� مردم بر مردم تا چند قدمي جوخه‌هاي اعدام ببرند Ùˆ سالها به اسارت كشند. راستي Ú†Ù‡ تÙ�اوتي بين شوراهاي پيشنهادي آقاي طالقاني Ùˆ شوراهاي اسلامي كه پس از گذشت ØØ¯ÙˆØ¯Ù� 20 سال از انقلاب Ùˆ در دوران Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª به‌وسيلة آقاي خاتمي رئيس جمهوري به‌مرØÙ„Ø© اجرا درآمد وجود دارد؟ مگر شوراي منتخب دانشگاهيان نبود كه توانست دانشگاه‌هاي به‌هم ريخته Ùˆ در اشغالÙ� گروه‌هاي سياسي را سامان دهد Ùˆ به Ù…ØÙŠØ·ÙŠ Ø¢Ø±Ø§Ù… جهت درس، Ø¨ØØ«ØŒ تعليم، تعلم Ùˆ تØÙ‚يق Ùˆ در عين ØØ§Ù„ مداÙ�ع مردم Ùˆ انقلاب Ùˆ پرورش‌دهندة مداÙ�عان استقلال Ùˆ آزادي Ùˆ مردم‌سالاري Ùˆ جمهوريت، ضداستبداد Ùˆ استكبار Ùˆ ستيزنده عليه زر Ùˆ زور Ùˆ تزوير Ùˆ استبداد ديني تبديل نمايد؟ Ùˆ مگر نبود كه زورمدارانÙ� Ù�رصت‌طلب كه همة اهرمهاي قدرت جز دانشگاه Ùˆ دانشگاهيان را زير سلطة خود گرÙ�ته بودند تاب چنين شوراهايي را نياوردند Ùˆ در ØØ§ÙƒÙ…يتÙ� مطلقÙ� خود برپايي شوراهاي راستين را برنتاÙ�تند Ùˆ پس از هجوم‌هاي متعدد Ùˆ مكرر به دانشگاه‌ها بالاخره در ارديبهشت سالÙ� Ûµ9 با ØÙ…لة سياسي به دانشگاه‌ها با نام «انقلاب Ù�رهنگي» Ùˆ اسلامي كردن، تنها نهادي را كه با روشÙ� شوراييÙ� مورد نظر آيت‌الله طالقاني اداره مي‌شد متلاشي كردند Ùˆ مراكز علمي Ùˆ دانشگاه‌ها را به خاك Ùˆ خون كشيدند.
با نگاهي سطØÙŠ Ø¨Ù‡ مسئلة شورا در انديشة آيت‌الله طالقاني Ùˆ آنچه در قانونÙ� Ù�علي Ù€ تشكيل شوراهاي اسلامي Ù€ وجود دارد تÙ�اوت اين دو ديدگاه كاملاً مشخص مي‌گردد. براي ثبت در تاريخ Ùˆ اطلاع نسل جوان از چگونگي Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù† Ù�كر شورا بايد مروري هر چند گذرا به اولين ماههاي پس از پيروزي انقلاب بيندازيم.
پس از اينكه وقايعي در كردستان و گنبد پيش آمد و درگيري‌هايي بين بعضي گروه‌ها ات�اق ا�تاد آيت‌الله طالقاني به اين نتيجه مي‌رسد كه تنها راه� جلوگيري از سوءاست�ادة گروه‌ها (چه چپ و چه راست) تشكيل شوراي واقعي شهر مي‌باشد، طالقاني به قم مي‌رود و با آقاي خميني مذاكراتي م�صل در مورد خطراتي كه بر سر� راه� جنبش وجود دارد انجام مي‌دهد و اعلام مي‌كند:
مردمÙ� ما به بزرگترين دست آورد تاريخي خود يعني Ù�رمانÙ� تشكيل شوراها در كلية Ø³Ø·ÙˆØ Ù†Ø§Ø¦Ù„ شدند.
آقاي طالقاني در سخنراني تاريخي خود كه به دعوتÙ� ØÙˆØ²Ø© علمية قم در مدرسة Ù�يضيه ايراد مي‌كند از جمله مي‌گويد:
براي نجات از تشنجات Ù�علي من يك راه به‌نظرم مي‌رسد. راه شرعي، راهÙ� قانوني، راهÙ� دنياپسند. مردم واقعاً بايد Ø¨Ù‡â€ŒØØ³Ø§Ø¨ بيايند، مردم واقعاً بايد سرنوشتÙ� خود را به‌دست گيرند مردم بايد بتوانند راهي براي زندگي خود پيدا كنند. اين مسئله‌ايست كه علماي ما Ù‡Ù�تاد Ùˆ چندسال با آن مواجه هستند. به‌نظر من انجمنهاي ايالتي Ùˆ ولايتي در هر شهر، در هر روستا Ùˆ هر دهكده بايد به‌وجود بيايند Ùˆ اÙ�رادÙ� مورد اطمينانÙ� مردم به‌وسيلة خود مردم انتخاب شوند Ùˆ سرنوشتÙ� خود را با نظارتÙ� خودشان به‌دست گيرند.
من در كردستان بودم Ùˆ تعجب كردم كه چرا Ø¨Ù‡â€ŒØØ±Ù� اينها كسي گوش نمي‌دهد، مردمي كه داراي خصلتي خاص، مردمÙ� خوش‌اخلاق، باغيرت، اصيل، اين مردم را تجزيه‌طلب مي‌دانستند، اينها اگر هم تجزيه بشوند به كجا بروند؟ اگر به آنها بگوئيد جدا شويد باز هم به ايران ملØÙ‚ مي‌شوند. اينها يك ØØ±Ù� داشتند. منطقه Ùˆ مليتÙ�Ù� خودمان Ùˆ سرنوشتÙ� خودمان دستÙ� خودÙ� ما باشد. طاغوتيان نمي‌خواستند كه به زبانÙ�Ù� خودمان ØØ±Ù� بزنيم. آنها از ما ماليات مي‌گرÙ�تند Ùˆ شمالÙ� تهران را زيبا مي‌كردند. آيا اين ØØ±Ù�ها درست نبود؟ ما هم به دردÙ� دلÙ� آنها گوش داديم Ùˆ Ú¯Ù�تم كه سرنوشتÙ� خودتان دستÙ� خودتان Ùˆ مالÙ� خودتان Ùˆ اكنون هم انتخاباتش به‌پايان مي‌رسد Ùˆ هر اشكالي هم كه پيش بيايد خودشان مي‌دانند، اين مسئله بايد در همة ابعادÙ� مملكت پياده شود. عده‌اي Ú¯Ù�تند كه كمونيست‌ها Ù†Ù�وذ پيدا مي‌كنند، بكنند، ÙˆØØ´ØªÙŠ ÙˆØ¬ÙˆØ¯ ندارد، ÙˆØØ´ØªÙŠ ÙƒÙ‡ رژيم سابق از كمونيسم داشتند، الان هم هست، در ØØ§Ù„ÙŠ كه كمونيست هيچ چيز نيست، هر Ú†Ù‡ توسري بيشتر بخورد، هر Ú†Ù‡ بيشتر به او Ù�شار بيايد قوي‌تر مي‌شوند. چون Ø§Ø³Ù„ØØ© مظلوميت از هر سلاØÙŠ Ù‚ÙˆÙŠâ€ŒØªØ± است. كمونيسم مولود استبدادÙ� سياسي Ùˆ اجتماعي Ùˆ ديني است، در هر كشوري كه استبداد Ùˆ Ù…ØØ±ÙˆÙ…يت بود چهرة دين مسخ شد كمونيسم تشكيل مي‌شود. مسئلة كمونيسم غير از مسئلة علمي يا غير علمي ماترياليسم است. اگر ما در مقابل كمونيسم بگوييم كه نمي‌توانيم مقابله بكنيم در واقع اسلام را ناقص مي‌دانيم Ùˆ يا نشناخته‌ايم ….
مسئلة انجمنهاي ايالتي Ùˆ ولايتي بØÙ…دالله شبÙ� گذشته با امام مورد Ø¨ØØ«Ù� Ùˆ بررسي قرار گرÙ�ت Ùˆ چاره‌انديشي شد كه مردم در سرنوشتÙ� خود بايد ØØ§ÙƒÙ… باشند. ايشان Ù�رمودند كه بايد تشكيل شود، نه دولت مي‌تواند مقابلÙ� امرÙ� ايشان كه امر معتبرÙ� مرجعي است كه مردم به مرجعيت قبولش دارند مخالÙ�ت كند Ùˆ نه هر كسÙ� ديگر.
چند روز پس از بازگشت طالقاني از قم به خواستÙ� ايشان آقايان اØÙ…دعلي بابايي Ùˆ طاهر اØÙ…دزاده براي مذاكره پيرامونÙ� چگونگي تدوينÙ� اصولÙ� شوراها نزد ايشان مي‌روند. «آقا» از آنها مي‌خواهد اشخاصي را كه در اين مورد ØµØ§Ù„Ø ØªØ´Ø®ÙŠØµ مي‌دهند معرÙ�ÙŠ نموده Ùˆ با همكاري آنان بررسي تدوين اين اصول را آغاز كنند. «پدر» براي اÙ�راد زير نامه‌اي مي‌Ù�رستد Ùˆ از آنها تقاضاي همكاري مي‌كند. متن نامه چنين است.
برادرانÙ� عزيز! جناب آقاي دكتر سيد عبدالكريم لاهيجي، جناب آقاي Ù…ØÙ…د مجتهدÙ� شبستري، جنابÙ� آقاي طاهر اØÙ…دزاده، جناب آقاي دكتر علي‌اصغر ØØ§Ø¬ سيد جوادي، جناب آقاي دكتر ناصر كاتوزيان، جناب آقاي دكتر ØØ¨ÙŠØ¨â€ŒØ§Ù„له پيمان.
چنانكه باخبر شده‌ايد موضوع تشكيل شوراهاي Ù…ØÙ„ÙŠ Ùˆ شوراهاي ولايتي Ùˆ ايالتي از طرÙ� اينجانب به ØØ¶Ø±ØªÙ� امام پيشنهاد Ùˆ مورد تأييد معظمٌ‌له قرار گرÙ�ت.
براي نيل به اين مقصود ابتدا Ù…ØØªØ§Ø¬Ù� Ø·Ø±Ø Ùˆ تÙ�صيل جامعي هستيم. به‌نظرم رسيد از شما برادران تقاضا كنم با يك نشستÙ� اختصاصي 3 تا Û´ روزه Ùˆ تبادل نظرهاي لازم، طرØÙ� قابلÙ� اجرائي تنظيم Ùˆ در اختيار اينجانب قرار دهيد. به آقاي علي بابائي مأموريت داده‌ام به دعوت آقايان اقدام Ùˆ پي‌گيري Ùˆ مباشرت امر را داشته باشد.
اميدوارم زودتر از 1Ûµ الي 20 روزÙ� آينده طرØÙ� جامعÙ� اين كار را تهيه Ùˆ تسليم Ù�رمايند، در خاتمه آقايان مي‌توانند در صورتÙ� تمايل Ùˆ ضرورت 3 يا Û´ Ù†Ù�ر ديگر از اهلÙ� خبره Ùˆ Ø°ÙŠØµÙ„Ø§Ø Ø±Ø§ به همكاري دعوت نمايند.
سيد Ù…ØÙ…ودÙ� طالقاني
(كتاب طالقاني و تاريخ)
طرØÙ� قانوني شوراها توسط Û¶ Ù†Ù�ر برگزيدگان تهيه Ùˆ در تاريخ بيستم ارديبهشت Ûµ8 طي يادداشتي براي آگاهي عموم Ùˆ ارائة نظرات مردم به روزنامه‌ها Ù�رستاده شد. در اينجا چند ماده از Ø·Ø±Ø Ù�وق آورده مي‌شود تا معلوم گردد چرا پس از نظرخواهي از مردم Ùˆ تكميل آن Ùˆ ارسال Ø·Ø±Ø Ø¨Ù‡ وزارت كشور (وزير آقاي مهندس هاشم صباغيان Ùˆ معاون وزير آقاي شيخ علي‌اكبر هاشمي رÙ�سنجاني بوده‌اند) مسئله كاملاً منتÙ�ÙŠ مي‌شود Ùˆ كوچكترين اعتنايي به آن نمي‌گردد.
مادة 1: به پيروي از اصلÙ� شوراها Ùˆ به‌منظور تأمين مشاركتÙ� مردمÙ� هر ناØÙŠÙ‡ در اداره امورÙ� عمومي Ùˆ رعايت مقتضياتÙ� تاريخي Ùˆ جغراÙ�يايي Ùˆ مذهبي شهرها Ùˆ استانهاي كشور Ùˆ اتخاذ تدابير در ØÙ�ظ Ùˆ اشاعة Ù�رهنگ Ùˆ زبان Ùˆ سنن بومي Ùˆ قومي، شوراهاي ده Ùˆ بخش Ùˆ شهر Ùˆ شهرستان Ùˆ استان، بر مبناي تقسيم جغراÙ�يائي Ùˆ سياسي كه در قوانين معين است در سراسرÙ� كشور تشكيل مي‌شود.
مادة 3: انتخابات قطع‌نظر از ويژگيهاي مذهبي، نژادي Ùˆ زباني انجام مي‌شود Ùˆ تمامÙ� ساكنانÙ� Ù…ØÙ„ ØÙ‚ شركت در آن را دارند، كسي ساكنÙ� Ù…ØÙ„ به‌شمار مي‌رود كه لااقل شش ماه پيش از شروعÙ� انتخابات در آنجا مقيم باشد.
اين طرØÙ� قانوني Ùˆ مردمسالارانه نه‌تنها مورد توجه وزارت كشورÙ� دولت موقت، شوراي انقلاب انتصابي، ØØ²Ø¨ جمهوري Ùˆ مجاهدين انقلاب اسلامي كه همة اهرمهاي قدرت را در دست داشتند، قرار نگرÙ�ت، مبتكر Ùˆ مداÙ�ع سرسختÙ� «دلسوخته‌اش» آيت‌الله طالقاني را در چند ماهÙ� آخرÙ� زندگيÙ� پرماجرايش پس از انقلاب اسلامي چنان آزردند كه در آخرينÙ� خطبة نماز جمعه در بهشت زهرا كه به مناسبت 17 شهريور (جمعة سياه) تشكيل شده بود به‌عنوانÙ� دردÙ�دل با، مردم بغض در گلو Ù�رياد زد:
صدها بار من Ú¯Ù�تم كه مسئلة شورا از اساسي‌ترين مسائلÙ� اسلامي است. ØØªÙŠ Ø¨Ù‡ پيغمبرش با آن عظمت مي‌گويد، با اين مردم مشورت كن، به اينها شخصيت بده، بدانند كه مسئوليت دارند، متكي به شخصÙ� رهبر نباشند ولي نه اينكه نكردند، مي‌دانم چرا نكردند، هنوز هم در مجلس خبرگان Ø¨ØØ« مي‌كنند در اين اصلÙ� اساسي قرآن، كه به Ú†Ù‡ صورت پياده شود: بايد، شايد، يا اينكه مي‌توانند. نه، اين يك اصلÙ� اسلامي است، يعني همة مردم از خانه Ùˆ زندگي Ùˆ ÙˆØ§ØØ¯Ù‡Ø§ بايد در كارهايشان با هم مشورت كنند. علي مي‌Ù�رمود «من استبد برأيه Ù‡Ù�لَكَ» هر كه در كارهاي خودش استبداد كند هلاك مي‌شود. «من شاورالرجال شاركهم Ù�ÙŠ عقولهم». وقتي من يك ديد دارم با يك Ù†Ù�ر از شما با دو Ù†Ù�ر، با ده Ù†Ù�ر وقتي مشورت مي‌كنم، ده ديد پيدا مي‌كنم، ده عقل به عقلÙ� خودم ضميمه مي‌كنم، چرا نمي‌شود؟ نمي‌دانم! امام دستور مي‌دهد، ما هم Ù�رياد مي‌كنيم، دولت هم تصويب مي‌كند، ولي عملي نمي‌شود، مگر در سنندج كه اين شوراي نيم‌بند تشكيل شد، ضرري به جائي رسيد؟ Ùˆ مي‌بينيم آنجا نسبتاً از همة مناطق كردستان آرامتر است، يعني گروه‌ها Ùˆ اÙ�راد دست اندركار شايد اينطور تشخيص بدهند كه اگر شورا باشد ديگر ما چه‌كاره هستيم؟! شما هيچ!! برويد دنبال كارتان، بگذاريد اين مردم مسئوليت پيدا كنند، اين مردمند كه كشته دادند، اينهائي كه اينجا خوابيده‌اند از همين توده‌هاي جنوب شهر بودند، منطقÙ� اينها بود، مي‌گويند در كارخانه‌ها اخلال مي‌شود، خوب يك مرتبه اخلال بشود، آن اصل مهمتر از اين است كه در يك كارخانه اخلال بشود اگر در يك كارخانه اخلال شد، شورا را تعطيل كنيد، چرا؟
وقتي مردم از مسئوليت خارج شدند، شما برادر، شما كاسب، شما كارگر، شما بازاري، شما كشاورز مي‌گوئيد خوب به ما چه، خودشان دارند كارشان را مي‌كنند، نه وظيÙ�Ø© يك‌يك شماست Ùˆ اگر مي‌كرديم، Ùˆ اگر مي‌كرديم، Ùˆ اگر مي‌كرديم! كه خيلي زمينة براي كارها داشتيم Ùˆ هنوز هم داريم. شايد بعضي از دوستانÙ� ما بگويند: آقا شما چرا اين مسائل را در ميانÙ� تودة مردم Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÙŠâ€ŒÙƒÙ†ÙŠØ¯ØŸ بيائيد در مجلسÙ� خبرگان! مي‌گويم بين موكلين شما Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÙŠâ€ŒÙƒÙ†Ù… اينها هستند كه ما را وكيل كردند، مي‌دانيد براي Ú†Ù‡ وكيل كردند؟ ما نسبت به اينها مسئوليت داريم بايد دردها، انديشه‌ها، بدبختي‌ها، Ù†Ø§Ø±Ø§ØØªÙŠÙ‡Ø§ØŒ عقب‌ماندگي‌هاي اين مردم را جبران كنيم. اميدوارم همة ما هشيار شويم، خودرأيي Ùˆ خودخواهي را كنار بگذاريم، گروه‌خواهي، Ù�رصت‌طلبي Ùˆ تØÙ…يل عقيده يا خداي‌نخواسته استبداد زير پردة دين را كنار بگذاريم Ùˆ بياييم با مردم با دردمندها، با رنج‌كشيده‌ها، با Ù…ØØ±ÙˆÙ…ها، همصدا شويم …
طالقاني تا آخرين روزهاي ØÙŠØ§ØªØ´ نگرانÙ� بي‌توجهي Ùˆ عدم اجراي Ø·Ø±Ø ØªØ´ÙƒÙŠÙ„ شوراها بود. نگراني او نه از مخالÙ�ين شورا كه از «دوستانش» بود همانها كه تشكيل شوراهاي واقعي (Ù…ØØªÙˆØ§ÙŠÙŠ) را به مسخره گرÙ�تند Ùˆ برنتابيدند. طالقاني در پاسخ به آنها كه مي‌گÙ�تند اگر قرار است طبق طرØÙ� شما مردمÙ� هر ناØÙŠÙ‡ در ادارة امور عمومي مشاركت داشته باشند پس ØÙƒÙˆÙ…ت Ùˆ دولت چه‌كاره است مي‌گÙ�ت: «شما هيچ‌كاره‌ايد برويد دنبال كارتان» Ùˆ آنگاه كه طالقاني زيرÙ� Ù�شارÙ� روØÙŠÙ� وارد شده از سوي «دوستان» Ùˆ دشمنان دق كرد Ùˆ به سراي جاويد شتاÙ�ت خبرگان Ù†Ù�س Ø±Ø§ØØªÙŠ ÙƒØ´ÙŠØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ براي خالي نبودن عريضه در قانون اساسي پس از تصويب اصلÙ� مربوط به ولايت Ù�قيه Ùˆ اصولÙ� ديگري كه به رهبر قدرتÙ� ماÙ�وق قانون مي‌داد Ù�صلي را هم به شوراها اختصاص دادند Ùˆ در اصلÙ� يكصدم قانون اساسي قدرت شوراها را تا ØØ¯ «نظارت» پايين آوردند Ùˆ خود را خلاص كردند.
اصل يكصدم قانون اساسي
براي پيشبردÙ� سريع برنامه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، Ù�رهنگي، آموزشي Ùˆ ساير امور رÙ�اهي از طريقÙ� همكاري مردم با توجه به مقتضياتÙ� Ù…ØÙ„ÙŠ ادارة امورÙ� هر روستا، بخش، شهر، شهرستان يا استان با نظارت شورائي به نام شوراي ده، بخش، شهر، شهرستان يا استان صورت مي‌گيرد كه اعضاي آن را مردمÙ� همان Ù…ØÙ„ انتخاب مي‌كنند.
شرايطÙ� انتخاب‌كنندگان Ùˆ انتخاب‌شوندگان Ùˆ ØØ¯ÙˆØ¯Ù� وظايÙ� Ùˆ اختيارات Ùˆ Ù†ØÙˆØ© انتخاب Ùˆ نظارتÙ� شوراهاي مذكور Ùˆ سلسله مراتب آنها را كه بايد با رعايت اصول ÙˆØØ¯ØªÙ� ملي Ùˆ تماميتÙ� ارضي Ùˆ نظام جمهوري اسلامي Ùˆ تابعيت ØÙƒÙˆÙ…ت مركزي باشد قانون معين مي‌كند.
Ùˆ براي تعيين شرايط انتخاب‌كنندگان Ùˆ انتخاب‌شوندگان Ùˆ ØØ¯ÙˆØ¯Ù� وظايÙ� Ùˆ اختيارات Ùˆ Ù†ØÙˆØ© نظارت شوراها پس از گذشت‌ ØØ¯ÙˆØ¯Ù� 20 سال بالاخره قرار شد اولاً شوراها «اسلامي» باشند Ùˆ ثانياً كساني بتوانند به عضويت شوراها درآيند كه اعتقاد Ùˆ التزامÙ� عملي به اسلام Ùˆ ولايتÙ� مطلقة Ù�قيه داشته باشند. آقاي خاتمي Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§ØªÙŠâ€ŒÙ‡Ø§ پس از سوار شدن بر اريكة قدرت براي اثباتÙ� اعتقادشان به شعار مردمسالاري Ùˆ Ù�ريب مردم بايد دامي مي‌گستراندند Ùˆ Ú†Ù‡ دامي Ù�ريبنده‌تر از تشكيل شوراهاي ده Ùˆ شهر Ùˆ چنين كردند اما شورايي «Ù�رمي»، نه Â«Ù…ØØªÙˆØ§ÙŠÙŠÂ» Ùˆ طبيعي بود كه چنان شوراهايي Ùˆ برگزيدگانش در شهرها از جمله تهران چنين ثمراتي كه همه شاهدش بوده Ùˆ هستيم به‌بار آورند. وقتي قرار است مهمترين شرطÙ� برگزيده شدن اعتقاد Ùˆ التزام به ولايت مطلقة Ù�قيه باشد Ú†Ù‡ انتظاري جز اطاعت امر از شوراها مي‌توان داشت؟ شوراها يا بايد مطيع مردم باشند يا مطيع ØµØ§ØØ¨Ø§Ù† قدرت Ùˆ ولايت.
چگونه مي‌توان پارادوكس، بين قبولÙ� قدرتÙ� مطلقه Ùˆ Ù�راقانون با مردمسالاري Ùˆ شركت مردم در تصميم‌گيري‌ها را ØÙ„ كرد؟ اصولاً Ú†Ù‡ رابطه‌اي بين همكاري مردم براي پيشبرد سريع برنامه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، Ù�رهنگي، آموزشي Ùˆ ساير امور رÙ�اهي از طريق انتخاب شوراها Ùˆ نظام ولائي وجود دارد؟ مگر در اين دو دهه شاهدÙ� برخورد نظامÙ� با آنچه نامÙ� شورا روي خود گذاشته نبوده‌ايم؟ Ù�كر نمي‌كنم نهادي مهمتر از مجلس شوراي اسلامي وجود داشته باشد. مگر در اوايل تشكيل مجلس ششم در Ø¨ØØ« قانونÙ� مطبوعات يك دستورÙ� وليÙ�‌Ù�قيه بساط مجلس Ùˆ مجلسيان Ùˆ مصوبات آنها را بر هم نريخت؟ مگر شاهد قدرتÙ� نهادهايي به‌نام شوراي نگهبان Ùˆ شوراي عالي انقلاب Ù�رهنگي تنها به‌دليل منصوب بودن از سوي ولي‌Ù�قيه نيستيم Ùˆ نمي‌بينيم تنها به‌دليل انتصابي بودن اين «شورا»ها چرخ مجلس شوراي اسلامي را كه ظاهراً نمايندگان آنها انتخابي هستند پنچر كرده‌اند؟ Ùˆ مگر نديديم در بازنگري قانون اساسي (13Û¶8) شوراي عالي قضائي را به‌دليل آنكه اكثر اعضاي آن «انتخابي» بودند منØÙ„ Ùˆ رئيس انتصابي براي اين قوه برگزيدند، اما عكس‌العمل مردمÙ� Ù�هيم Ùˆ آگاه ايران نسبت به شوراهاي شهر Ùˆ روستا كه اين روزها جريان دارد يك بارÙ� ديگر نشان داد مردم اعتماد خود را نسبت به نهادسازي‌هاي ØØ§ÙƒÙ…يت اعم از Ú†Ù¾ Ùˆ راست، Ù…ØØ§Ù�ظه‌كار Ùˆ اصلاØâ€ŒØ·Ù„ب از دست داده‌اند Ùˆ ديگر نمي‌توان با شعارهاي قشنگ ولي توخالي آنها را Ù�ريب داد. بايد به خواست عمومي مردم به‌ويژه نسل جوان Ùˆ دانشجو كه مراجعه به آراء عمومي است پاسخ Ú¯Ù�ت Ùˆ در يك همه‌پرسي آزاد Ùˆ دموكراتيك Ùˆ در شرايط برابر به هر كس كه شناسنامة ايراني دارد اين امكان را داد كه نظر خود را در مورد آيندة وطنش Ùˆ نظامÙ� دلخواهش اعلام نمايد. Ùˆ در چنين شرايطي نظام مشروعيت پيدا خواهد كرد Ùˆ مردم خواهند توانست با تشكيل شوراهاي واقعي در سرنوشت Ùˆ آينده‌شان دخالت نمايند. جز اين هر مسيري به بيراهه خواهد رÙ�ت Ùˆ دامي براي اسارت خلق Ùˆ باز مقدمه‌اي جهت Ù�ريب مردم، مردمي كه 8 سال به‌نام دÙ�اع از استقلالÙ� وطن، 8 سال به‌نام سازندگي Ùˆ 8 سال به‌نام Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª هر روز شاهد اÙ�زايش Ù�قر Ùˆ اختلاÙ�‌طبقاتي، Ù�ساد، اعتياد، خشونت، ØØ°Ù�ØŒ ظلم Ùˆ بي‌عدالتي بودند خواهد شد Ùˆ معلوم نيست براي هشت سال چهارم با Ú†Ù‡ شعارها Ùˆ دروغهايي مي‌خواهند آنها را Ù�ريب دهند Ùˆ بر اريكة قدرت بمانند. مردم به اين نتيجه رسيده‌اند كه در چنين ساختار ØØ§ÙƒÙ…يت ادارة امور شهرها Ùˆ روستاها به دست شوراها ØØ±Ù�ÙŠ است بي‌پايه Ùˆ عوام‌Ù�ريبانه. مردم هشيارتر از آنند كه بار ديگر در دام Ù�ريبكاران بيÙ�تند Ùˆ به وعده‌هاي دروغينÙ� مدعيان دل خوش كنند آنها خوب مي‌دانند انتخابات شوراي شهرها Ùˆ دهات مقدمه‌اي است براي آماده كردنÙ� مردم براي انتخابات سالÙ�هايÙ� آينده.
برو اين دام بر مرغ� دگر نـ�ه كه عنقا را بلند است آشيانه
Ùˆ در پايان لازم است به «دوستاني» كه شركت در انتخابات را يك «ØÙ‚Ù� ملي» مي‌دانند بگويم من هم اعتقاد دارم شركت در انتخابات يك ØÙ‚ ملي است اما در نظامÙ� ولائي، ما انتخاب مي‌كنيم يا پس از آنكه داوطلبها اعتقادÙ� خود را به «ولايت مطلقة Ù�قيه» اعلام Ùˆ اثبات كردند Ùˆ از سوي ØØ§ÙƒÙ…يت «انتخاب» شدند ما با رأي خود تنها انتخاب‌شدگان را تأييد مي‌كنيم؟ نام اين عمل Ù€ شركت در انتخابات Ù€ بهره‌گيري از يك «ØÙ‚ ملي» نيست كه «مشروعيت» بخشيدن به نظامÙ� ولائي است.
Ùˆ بالاخره كسي به ما Ù†Ú¯Ù�ت چرا كارشناسان Ùˆ Ù�رهيختگانÙ� ايرانيÙ� غير مسلمان Ùˆ مسلمانها تا اعتقاد عملي خود را به ولايت مطلقة Ù�قيه اثبات نكنند در نظام ولائي ØÙ‚ كانديدا شدن براي نمايندگي مردم در شوراهاي شهر Ùˆ روستا را ندارند؟
والسلام
21 دي‌ماه 1381

