Monday, December 30, 2002

در کشورهاي سردسير بايد نوشيد



در کشورهاي گرمسيري، مقدار آب خون در اثر عرق ريزي زياد تبخير مي شود؛ بنابراين بايد مايعي مشابه آب جاي اين آب تبخير شده را بگيرد. آب بهترين چاره در اين مورد است، شراب هاي قوي موجب انعقاد گلبول هاي خون مي شود که پس از عمل تبخير باقي مي ماند.
در کشورهاي سردسير، مقدار آب خون به علت پايين بودن ميزان عرق ريزي کمتر تبخير مي شود؛ ميزان آب خون از اين حيث بالا است؛ بنابراين در مناطق سردسير مي توان شرابهاي قوي نوشيد بي آن که خطر انعقاد گلبولهاي خون در ميان باشد. در اين مناطق آدم ها بسيار با نشاط و سرخوش اند؛ بنابراين شراب هاي قوي که گردش خون را تشديد مي کند در اين گونه سرزمين ها اگر مصر� شوند، براي سلامت جسم زيان رسان نيستند.
بنابراين قانون اسلام، که نوشيدن شراب را ممنوع اعلام کرده است، قانوني است براي عربستان؛ قبل از اسلام نيز عموم عرب ها آب مي نوشيدند. قانوني که مردم کارتاژ را از نوشيدن شراب منع مي کرد، باز هم قانون اقليمي بود؛ در واقع دو کشور عربستان و کارتاژ آب و هواي تقريباً مشابهي دارند.
چنين قانوني متناسب کشورهاي سردسير نيست، که آب و هواي آن مقداري باه گساري ملت را، که با باده گساري �ردي ت�اوت دارد، الزامي جلوه داده است. باده گساري، بر حسب سردي و رطوبت هوا، در سراسر کره زمين گريزناپذير است و رواج دارد. اگر از خط استوا به طر� قطب جنوب برويم، مي بينيم که هر چه جلوتر مي رويم بر ميزان باده گساري ا�زوده مي شود. از همين خط استوا در جهت مخال� حرکت کنيم، مي بينيم که باده گساري به طر� قطب جنوب کم کم ا�زايش مي يابد، مثل وقتي که به طر� قطب جنوب پيش مي ر�تيم.
طبيعي است در جايي که شراب خلا� طبيعت و در نتيجه خلا� سلامت است، زياده روي در نوشيدن آن با شدت بيش تر از جايي مجازات مي شود که نوشيدن شراب در انجا آقار نا مطلوبي براي سلامت انسان ايجاد نمي کند، و زيان کمتري به جامعه مي زند، انسان ها را آتشين مزاج نمي کند و �قط کمي احمق مي کند.بدين ترتيب، قوانيني که رند شراب خوار را کجازات مي کند و اين مجازات به خاطر خطايي است که شخص مذکور مرتکب شده است، �قط نسبت به بادگساري آن شخص قابل اعمال است. (...) يک آلماني بر حسب عادت باده مي نوشد، اما يک اسپانيايي براي کسب لذت اين کار را انجام مي دهد.
در کشورهاي گرمسيري سستي سلول ها موجب عرق ريزي مي شود؛ اما در مناطق سردسير سلول ها س�ت ترند و در نتيجه تبخير کمتري مي گيرد. سلول هايي که اعمال بسيار ضعي�ي انجام مي دهند و خاصيت ارتجاعي کمتري دارند از پا در نمي آيند، و شيره غذايي کمي براي ترميم انها ک�ايت مي کند: بنابراين چنين انسان هايي در چنين سرزمين هايي بسيار کم مي خورند.
اين نياز هاي گوناگون در آب و هواهاي گوناگون است که موجب ايجاد شيوه هاي گوناگون زيستن شده است؛ و اين شيوه هاي گوناگون زيستن موجب ايجاد قوانين گوناگون شده است. وقتي ا�راد کشوري بسيار اهل برقراري رابطه باشند، به قوانيني نيازمندند. براي ملتي هم که ا�راد آن اهل برقراري رابطه نيستند، باز هم قوانين، منتها قوانين ديگري نياز است.

مونتسکيو ۱۷۴۸، روح القوانين

0 Comments:

Post a Comment

<< Home