Saturday, March 29, 2003

اندر حکايت عجايبي که اين روزها مي بينيم و مي شنويم ....

از نيما راشدان

راديو گ�ت که شرکت ژاپني «کاکارا» رايانه اي ۱۲۰ دلاري را به بازار عرضه کرده که قادر است - پارس ٬ زوزه و ناله سگ را به زبان بشري ترجمه کند. يعني که صاحب سگ مي تواند ب�همد اين موجود سابقا زبان بسته - چرا بي سبب «واق مي زند ٬ پارس مي کند و پاچه مي گيرد». پيش خود �کر کردم٬ عجب �رصتي است : بياييد ما جماعت ه�تاد ميليوني ايراني - پول جمع کنيم با همان شرکت ژاپني مخترع ديالوگ سگ - آدميزاد ٬ صحبت کنيم که ماشيني - وسيله اي - چيزي ابداع کنند که گ�ته هاي آقاي خامنه اي و ديگر روحانيون حاکم را به زباني قابل درک براي ما شهروندان ترجمه کند٬ بلکه بعد از بيست و پنج سال بالاخره ب�هميم که حر� حساب اينها چيست ؟ اينها از جان ما ملت چه مي خواهند ؟ چقدر مي خواهند و تا کجا پيش خواهند ر�ت؟ بگذريم ...
ديروز بعدالظهر ٬ يک خانمي جلوتر از من به همراه پسربچه اش از �روشگاه بيرون آمد - آب نبات يا شکلات يا نمي دانم چه بود که از دست بچه رها شد و قل خورد٬ پاي درختي که معمولا سگها بي تربيتي مي کنند - حالا بچه چشمهايش را بسته بود و دو دستش را روي گوشها گذاشته بود و جيغ مي کشيد که : No No No ...و مادر هم �رياد مي زد که بچه جان بيا برويم - هر جور که بخواهي برايت مي خرم و از همين حر�ها.
يکهو بي اختيار ياد طي� گسترده اي از �عالان سياسي ايراني ا�تادم که يک ماه است دست روي گوش گذاشته و يک بند جيغ مي کشند که : نه نه جنگ نه !
حالا ما هرچه التماس و لابه کنيم که پدرجان يک بار هم که شده٬ زبان در کام گيريد و بالاغيرتا اجازه دهيد ٬‌ اين ملت بدبختي که در بيست و پنج سال گذشته به اندازه کل تاريخ بشريت خون دل خورده است - سرانجام ن�س راحتي بکشد ٬ کسي گوش نمي کند.
مي گويند که «نابود مي شوند - همه نابود مي شوند ٬ بيچاره مي شويم» و من �کر مي کنم که «قرار بود در ا�غانستان هم نيم ميليون ن�ر کشته شوند و ۱۰ ميليون ن�ر آواره شوند و آقاي دکتر محسن رضايي گ�ته بود که آمريکا در باطلاق �رو مي رود و آقاي پر�سور علي خامنه اي �رموده بود که اسلام پيروز است - ليبراليسم نابود است و کلي پيشگوييهاي ديگر که حتي يکي محض رضاي خدا درست از آب درنيامد که هيچ - کار ا�غانستان ختم به خير شد ٬ منا�ع ملي ايران در مرزهاي شرقي براي دهها و صدها سال تضمين گرديد ٬ لبخند بر لب مردمان نشست - سينما باز شد و دخترها دوباره مدرسه ر�تند - همه اينها را هم که قبول نداريد حداقل ديگر مردم ۵۰۰ ن�ر ۵۰۰ ن�ر در هرات از سرما يخ نمي زنند و در استاديوم �وتبال زنها را با سرب داغ - کي�ر نمي دهند و س�ير و ديپلماتهاي ايران را آبکش نمي کنند و احتمالا بخاطر همين است که دولت ايران ناراحت است و احساس مي کند - منا�ع ملي اش از ثبات ا�غانستان به خطر ا�تاده است و نمي خواهد که عين همين ماجرا در عراق تکرار شود و اصولا چه معني دارد که صدام يزيد برود و ملامحمد برود و ملاعلي بماند و از تنهايي دق کند ؟ از اينروست که ما ناراحتيم از اين تجاوز. و ما دعا مي کنيم که نه تنها صدام نرود بلکه حتي ملامحمد هم برگردد و خوب دستور داديم صدا و سيما - تبديل شود به (جام جم حزب بعث عراق) و امر کرديم که خبرگزاري ايسنا از مردم نظرخواهي کند و حالا که عبدي و قاضيان نيستند و ديگر بساط ننگين نظرسازي براي هميشه بسته شده ٬ خوب مردم هم بهتر است پاسخ دهند که ۹۰٪ آماده جهادند و آمريکا از ما عصباني باش و از اين عصبانيت بمير و حي� که اينجا س�ارتخانه نداري تا دوباره عده اي را ب�رستيم بالاي ديوار تا اميرانتظام و بهنود و ابراهيم يزدي خائن را ا�شاء‌کنند و بدينسان منا�ع ملي ما براي هميشه تاريخ تضمين گردد که ان حزب الله �هم الغالبون »
دوستي تل�ن کرده است و مي گويد : «�لاني چه نشسته اي که بدبخت شديم » پرسيدم: «خداي ناکرده ات�اقي ا�تاده ٬ برادر ؟» و دوست عزيز و نگران مي گويد که «اي بابا ٬ مثل اينکه تو از همه جا بي خبري ! آمده اند آمريکا و انگليس براي ميليتاريزه کردن منطقه و منطقه نظامي شده است و منطقه ناآرام شده است و مگر نخواندي آن مقاله را که منطقه ناآرام و نظامي شانسي براي دمکراسي باقي نمي گذارد و ...»
شما بجاي من بوديد ٬‌چه مي گ�تيد ؟ راستي که اين روزها برخي مقالات و نوشته ها - جدا چقدر بامزه شده اند - همين موضوع ميليتاريزه شدن منطقه و تهديد دمکراسي را ببينيد٬ جوري مي گويند که انگار که تا ديروز ايران ٬ عراق ٬ عربستان و سوريه مانند لوگزامبورگ و ليختن اشتاين و موناکو بوده اند که حالا چون قراراست صدام حسين با يک دولت منتخب منبعث از اراده مردمان جايگزين گردد - ديگر معجون مردمسالاري ديني دود خواهد شد و براي هميشه بدبخت خواهيم ماند. اين منطقه آرام آقايان نظريه پرداز که به تازگي ميليتاريزه شده است از بخت بد - در ربع قرن گذشته به تنهايي نيمي از اسلحه توليدي کارخانجات غرب و شرق را خريداري و انبار کرده است - حداقل سه يا چهار کشور آن تحت حاکميتهاي غيرپاسخگو و مادام العمر در شر� دستبابي به سلاح هسته اي اند - پيش خود �کر کردم اين بنده خدا حق دارد که مي ترسد منطقه ميليتاريزه شود.
چيزهايي مي گويند که آدم درمي ماند از نبوغ برخي ها : يگي گ�ته بود « دمکراسي تزريقي و وارداتي ممکن نيست » در عجب ماندم که «خوب شد گ�تي برادر ! يادم ر�ته بود که دمکراسي در خاورميانه و ايران وارداتي نيست و اصولا پديده هايي نظير دمکراتيزاسيون - مدرنيته و جامعه مدني از کش�يات دعبل خزائي - احمد ابن حنبل و يا ابايزيد ابي الخير اند و خدا لعنت کند منتسکيو را که روح الاقوانين را نوشت و ماکس وبر و هابر ماس و علم جامعه شناسي و سياست وارداتي را که ٬ باز داشتندمان از دمکراسي اصيل و غيروارداتي از بين بردند مردمسالاري ديني ناصرالدين شاهي را که نشانه اش هنوز روي استکان ٬‌نعلبکي ها باقيست. خدا لعنت کند غربيها را که آمدند و شانس ما را از بين بردند و راه آهن ساختند و دانشگاه پي ريختند و کارخانه برق آوردند و هکذا. آقا جان ما دمکراسي وارداتي نمي خواهيم - بيله ديگ بيله چغندر !
حالا ما مانده ايم و از يکطر� سازمان مجاهدين خلق ايران که يکهو صلح طلب و ضدجنگ شده است و يکي نيست که بگويد شما تا ديروز خمپاره تريد مي کرديد در کاسه آبگوشت. گروه ديگري هم که شعار مي دادند : «جنگ جنگ تا ر�ع �تنه از جهان» و مريدان امام راحلي که کش� کرده بود : «خداوند در قران �رموده است : و قاتلوهم حتي لاتکون �تنه !» و قرار بود که جنگ تا پيروزي ادامه يابد و «جنگ جنگ بود و عزت و شر� ما در گرو همين جنگ بود» اينها همه از يک طر� و بريگارد سرخ و ارتش زاپاتيستا و جبهه آزاديبخش مورو و چريکهاي استالينيست کلمبيا و سازمانهاي چريکي مارکسيست ايراني که س�ارتخانه و خانه �رهنگ من�جر مي کردند در دوران جواني شان٬ و آقاي کارلوس که در زنداني در �رانسه با وکيلش ازدواج کرده است و ... - حالا همه و همه - يکي بيشتر از آن يکي «صلح طلب و خواهان طرد مسيحايي خشونت» شده اند.
خدايا عاقبت ما را به خير کن و تو را شکر که زنده مانديم و ديديم همه اين عجائب را .




0 Comments:

Post a Comment

<< Home